جمعه 23 آذر 1397 Friday 14 December 2018

شنيدم كه يك روز زال كهن      به رستم بگفتا ايا پيلتن 

Hdidevar2

به ميدان رزمت چو افتد گذر             بگو با حريفت به سختي سخن
زقوس و ز رو دست و آرنج و لنگ       نيفتد ركيبي فت پا بزن
چو كنده كشيدي ز مقراض كش       حذر كن نيفتي تو اي پيلتن
بكش دست تو و سرنيش گير          بينداز او در آن انجمن

جامع ترين تحقيق كه درباره ورزش زورخانه اي ايران انجام شده است نشان مي دهد قدمت اين ورزش به دوران مادها مي رسد . ايرانيان از دوران گذشته به ورزش و مسائل نظاميگري علاقه زيادي داشتند، به همين دليل مكاني را در نظر گرفته بودند به نام «چرتا »‌كه در آن اسب دواني ،پرتاب نيزه‌ ، شمشيرزني و انواع كشتي انجام ميشده است.
اين مكان به الهام از ميدان جنگ ساخته شده بود . زمين جنگ ايرانيان با دشمن، قطعه زميني گود بوده است كه درميان دو يا چند تپه قرار داشت و سران لشگر از بالاي تپه ها نبرد را زير نظر مي گرفتند . گود زور خانه  از اين موضوع گرفته شده است . در قرون گذشته ورزشهاي زورخانه اي در زير زمين ها و سردابه ها انجام مي شده است كه كوتاه بودن درب ورودي زورخانه ها به همين علت مي باشد .  هر شخص تازه واردي كه قصد ورزش در «چرتا » را داشت بايد، آبي آغشته به نمك بنام «آب زور » مي نوشيد كه نام زورخانه از همين كلمه آمده است، هدف اين ورزش (همانطور كه در مقالات قبل گفتم جزء  يكي از ورزش هاي سه تمدن قديمي مي باشد ) تنها زورمندي تن نبوده بلكه پرورش روح نيز مورد توجه بوده است.
در زورخانه ها آلات و ادوات بكار رفته در ورزشها شباهت هاي زيادي به وسائل جنگي گذشته دارد كه توضيحاتي دراين مورد مطرح مي كنيم:
ضرب:
ضرب زورخانه بدل از طبل جنگ مي باشد . ضرب آهنگ اشعار زورخانه همان ضرب آهنگ رزم است كه مرشدان اشعار حماسي مي خواندند و يكي از انگيزه هاي ايرانيان نيز درتوجه به ورزش زورخانه اي ، دفاع از ميهن و ايستادگي در برابر دشمن بوده است.
سنگ:
سنگ ياد آور سپر مي باشد، در جنگها، زمانهاي متوالي استفاده از سپر مطرح بوده و براي اينكه شخص بتواند ساعات متمادي سپر را بدون خستگي حمل كند و از حمله دشمن در امان باشد بايستي از توانايي بالايي برخوردار مي شد .
كباده:
كباده همان كمان مي باشد و از نظر شكل شباهت زيادي به كمان و زه آن دارد .
ميل:
ميل و ميل گيري همان گرز و نواختن و چرخش آن در دست به هنگام جنگ است .
تخته شنو ( تخته شنا ):
گروهي از محققان مي گويند تخته شنو جزء ادوات باستاني نيست و در زمان صفويان براي جلو گيري از نفوذ رطوبت به مچ دست ورزش كاران ساخته شده است ولي چيزي كه دقيق تر به نظر مي رسد اين است كه تخته شنو جزء ادوات باستاني و بدل از شمشير و حركات خاص با شمشير مي باشد .
تخته شلنگ و چرخيدن:
تخته شلنگ تا حدود هشتاد سال پيش در زورخانه رواج داشت كه جهت ورزيدگي و توانايي جهش روي اسب انجام مي شده است . اين ورزش درايران باستان رواج داشت. ايرانيان باستان در اسب سواري مانند يوناني ها زين و ركاب بكار نمي بردند و درمواقع سوار شدن بر اسب مي پريده اند، يوناني ها اين طريق سوار كاري را، سوار كاري  به سبك فارسي مي ناميده اند. چرخيدن نيز فقط در ايران رواج  داشت.امروزه گل چرخ متداول نيست  وبه اينگونه انجام مي شده كه يكي از ورزش كاران با دردست گرفتن يك لنگ براي زيبا شدن حركات استفاده مي كرده وگاه آنرا به دور  گردن، كمر ويا دست مي بسته ومرشد نيز با آواي ملايم او را همراهي مي كرده است.
كشتي گيري:
كشتي گيري از ورزشهاي پهلواني است، براي نيرومند ساختن بدن پيش از جنگ تن به تن انجام مي شده و بهترين و كار بردي ترين ورزش به شمار مي رود. هنگام نبرد و جنگ تن به تن هر رزمنده  براي زمين زدن دشمن دوال كمر او را كه بر ميان  بسته بود در دست مي گرفت و مي كوشيد تا با كمك آن حريف را بر زمين كوبد. در پهلواني از صدمه زدن به حريف واستفاده از فنون خطرناك و كارهاي كه حريف را نزد ديگران تحقير كند جلوگيري جدي بعمل مي آمده و استفاده در جنگ ها آموزش داده مي شد.

Hdidevar6

سال 1345 زورخانه شهباز(غلام نقلي)

كشتي گيري تا سال 1318 در زورخانه ها متداول بوده است و امروزه اين ورزش به عنوان يك ورزش مستقل پهلواني شناخته مي شود. تا قبل از سال 1318 پس از پايان ورزش زورخانه ، كشتي گيران و پهلوانان ميان گود  مي رفتند و دو به دو با هم كشتي  مي گرفتند، دو كشتي گير فرو مي كوبيدند ، آنگاه مرشد لنگي به ميان هر دو كشتي كير پرتاب مي كرده تا دست نگه  دارند، تا  شعر گل كشتي خوانده شود، كشتي گيران در كنار هم پهلو به پهلو و رو به قبله خم مي شوند و يك دست را بر گردن يكديگر و دست ديگر را روي زانو مي گذاشتند  و مرشد گل كشتي را مي خواند:
 درمعركه ها درنگ مي بايد كرد      خون بر جگر نهنگ مي بايد كرد
پوشند يلان زره به پيكار اينجاست       جايي كه برهنه جنگ مي يابد كرد
دو كشتي گر پس اينكه مرشد مي گويد :
« خدا را سجود ، پيران را عزت ، جوانان را قدرت ،رب المشرقين و رب المغربين »
كف گود را مي بوسيدند و كشتي را آغاز مي كردند .
لازم به توضيح است با زنده كردن بيش از پيش اين ورزش مي توان نه تنها سلامت جسم بلكه توجه به روح را نيز در  بين جوانان گسترش داد . امروز جاي كشتي پهلواني در گود زورخانه خالي است، تجربه نشان داده افرادي كه در ورزش هاي زور خانه اي توانا بوده اند در ميادين كشتي عالي تر و قوي تر عمل كرده اند.

ورود کاربران