چهارشنبه 30 مرداد 1398 Wednesday 21 August 2019

GrecoRomanlogo2نقدی بر رقابت های جام جهانی کشتی آزاد

به فکر باشیم تا به سادگی "تحلیل نشویم"
در شماره قبلی مجله اشاراتی به کارنامه کشتی آزاد در رقابت های جام جهانی و نقاط ضعف و قوت برخی از نفرات تیم ملی کرده و در مطلب پیش رو به ادامه بحث یاد شده پرداخته ایم.
در مطلب قبلی خاطرنشان ساختیم که تغییرات مثبت کشتی آزاد، بعد از مسابقات جهانی استانبول مشهود بوده و هیچکس نمی تواند مدعی این موضوع شود که تمامی رکوردهای خلق شده از جمله قهرمانی تیم های ملی جوانان و بزرگسالان در مسابقات جهانی و یا معرفی نسل نوی کشتی آزاد ایران، اتفاقی بوده است.
اینکه طی سه سال گذشته چهره های گمنام کشتی آزاد ایران یکی پس از دیگری سر از لاک گمنامی خارج کرده و به جمع چهره های شاخص دنیای کشتی مبدل شده اند، بر همگان مسجل است؛ اما در این میان نباید از تحلیل مواردی که بعضا نگران کننده است، بی تفاوت عبور کرد.
به عبارت دیگر، گاه می طلبد حتی نتایج درخشان یا چهره های درخشان را هم به بوته نقد کشید و خطاب به کسانیکه که در تورنمنتی خوش درخشیده اند، به نقاط ضعف یا نگران کننده پرداخت تا در آینده ای نزدیک بابت "تحلیل شدن" توسط رقبا، انگشت حسرت به دهان نگزید!
احسان پور باید مشق "تنوع امتیازگیری" کند
اگر در این شماره، همچون شماره گذشته بحث بهنام احسان پور را مطرح کرده ایم، به این دلیل است که معتقدیم این کشتی گیر مایه های قهرمانی را دارد و اگر در این راه پر پیچ و خم تمرکز خود را از دست ندهد می تواند جانشینی شایسته برای مسعود اسماعیل پور باشد.
احسان پور در گوشه هایی از کشتی همچون یک قهرمان مجرب و پخته عمل می کند و به عنوان مثال وقتی شیوه های در اختیار گرفتن رقبا را به گونه های مختلف به نمایش می گذارد، می توان با خیالی آسوده عملکرد او را به تماشا نشست؛ اما در "نحوه امتیاز گیری" تنوعی در کار این مازنی مستعد دیده نمی شود و به همین دلیل است که در دو مبارزه مستقیم مقابل "بخان گویگروئف" روس با اختلافی فاحش بازنده شد؛ چرا که با وجود اطلاع از پای چپ خطرناک این حریف روس، تنها بخاطر محدود بودن در شیوه های زیرگیری به سمت پای چپ گویگروئف یورش می برد و ...!
به همین خاطر بهنام باید تمام تلاش خود را بکار گیرد تا علاوه بر حفظ نقاط قوت قابل توجه خود، مدل های مختلف رسیدن به پاها را مرور کند تا در آینده توسط رقبای تیزهوشی چون حاجی علی اف تحلیل نشود و از این توانایی برخوردار باشد که چنین حریفانی را به شیوه های مختلف غافلگیر کند.
رقبای محمدی همیشه "مهربان" نخواهند بود!
یکی از بارزترین ویژگی های بهنام احسان پور، نقطه ضعف سید احمد محمدی بشمار می رود و هرچقدر بهنام در امتیاز دادن خساست دارد، سید احمد دست و دلباز است!
چنین نقطه ضعفی در مسابقات جهانی استانبول به وضوح دیده شد و محمدی مقابل سه حریف آخر خود نزدیک به 30 امتیاز از دست داد و این در حالی است که کشتی گیر مذکور در امتیازگیری از رقبا توانایی های تحسین بر انگیزی دارد؛ اما، اما، اما نباید فراموش کند که کشتی گیری در کلاس جهانی نباید این اجازه را به رقبای خود بدهد که به سادگی از او کسب امتیاز کنند و "خسیس" بودن کشتی گیران سطح بالا، یک اصل است و خبرگان و اهالی فن این انتظار را از نایب قهرمان جهان دارند که راه های نفوذ خود را بسته و هنر امتیاز گیری را در حالی به رخ بکشند که منافذ ورودی را مسدود کرده و اجازه "دست درازی" را به هیچ حریفی ندهند.
با این تفاسیر بر سید احمد "لازم" است که بار دیگر فیلم سه مبارزه آخر خود و دیدار با حریف آذری در جام جهانی را بارها و بارها موشکفانه تماشاکرده و دلایل امتیازدهی را به همراه مربیان تیم ملی مورد بررسی قرار دهد و راهکارهای کاربردی را برای رفع این نقیصه کشف کرده و سپس صدها و هزاران بار "مرور ذهنی و میدانی" کند تا در میادین بعدی با کیفیتی بالا تر پنجه در پنجه حریفان بیندازد و بی شک در صورت حل این مشکل، با وجود نقاط قوتی که در امتیازگیری دارد، عملکردی به مراتب با کیفیت تر از گذشته را ارائه خواهد داد.
اسماعیل پور نیاز به زمان دارد
شاید برخی از کشتی دوستان بر این باور بودند که در دیدار تیم های ایران و امریکا بهتر بود سید احمد محمدی به مصاف "برنت مت کالف" امریکایی برود؛ اما اگر چنین چیدمانی در دستور کار رسول خادم قرار می گرفت، دسته دوم همچون نگارنده حسرت از دست دادن دیدار اسماعیل پور با این امریکایی قلدر را می خوردند و فرصت تحلیل دوئل دو کشتی گیر انرژیک را از دست رفته می دیدند.
از آنجایی که مسعود در وزن قبلی خود کشتی گیری قلدر بشمار می رفت و با حربه از پا انداختن رقبا به تاخت و تاز خود ادامه می داد، لازم بود در وزن جدید به مصاف رقیبی قلدرتر از خود برود تا دستگیرش شود که برای جا افتادن در این وزن چه کمبودهایی دارد.
بدون تردید مت کالف امریکایی در زمره قلدرترین وزن سومی های حال حاضر دنیای کشتی بشمار می رود و هرگاه به مصاف رقبای سرشناس رفته، تا آخرین نفس به پر و پای آنها پیچیده و شکست دادن چهره های شاخصی چون ماگومد قربان علی اف یا همین میثم نصیری خودمان که با اتکا به قلدر بودن در کارنامه مت کالف ثبت شده، گواهی است بر این مدعا و مصاف مسعود با این کشتی گیر که حتی موی دماغ ستاره ای چون مهدی تقوی بشمار می رفت، از نان شب هم برای کشتی گیر جویباری کشورمان واجب تر بود.
اسماعیل پور حالا بخوبی متوجه شده که برای جا افتادن در وزن جدید باید بیش از گذشته روی تمرینات استقامتی و قدرتی خود کار کند و تردیدی نیست که اگر با قدرتی بیشتر پنجه در پنجه رقبا بیندازد، باز قادر به خلق نتایج درخشان گذشته بوده و کشتی دوستان دوباره شاهد دیکته شدن تاکتیک های هجومی مسعود به رقبا خواهند بود.
"تاکتیکی کردن" یزدانی، کمترین توقع از خادم است
حسن یزدانی به لحاظ ژنتیکی و روانی، از آن دست کشتی گیرانی است که برای قهرمان شدن پا به این دنیا می گذارند!
شکست دادن یکطرفه رقبای بزرگسال، در اوج جوانی، یا از سد راه برداشتن قهرمان بزرگسالان اروپا، در حالیکه که تجربه چندانی نداشته باشی، همه و همه نشانه هایی است از روح بزرگ و دلاور بودن کشتی گیری چون حسن یزدانی.
با این وجود اشکالات فنی این دلاور جویباری به اندازه ای مشهود است که کشتی دوستان متوقع را نگران "روزهای دشوار" و "مصاف های تمام عیار" کند.
یکی از بارزترین نقایص فنی یزدانی جوان این است که او کلاس های قابل دفاع زیرگیری را نمایش نمی دهد و به یمن دست و پای بلندی که دارد، بصورت "شیرجه ای" در پی رسیدن به پای رقبا است و قطعا چهره های ممتاز و شاخص دنیای کشتی چنین شیرجه هایی را بی پاسخ نگذاشته و در برگشت ها، با واکنش های سریع، نهایت بهره را از این مدل یورش بردن خواهند برد.
البته نباید فراموش کرد که درخواست ارتقای کلاس زیرگیری از یک کشتی گیر 20 ساله و بزرگسال، روی کاغذ آسان است و آنهایی که عمر خود را روی تشک های کشتی گذاشته اند بخوبی می دانند که ایجاد چنین تغییراتی تا چه حد طاقت فرسا و حتی ناشدنی است.
مشکلاتی از این دست معمولا –و نه همیشه- تا آخر عمر قهرمانی یک کشتی گیر بلای جان او است و در بسط و ربط دادن این اصل به بحث مبارزات آتی یزدانی، دو رویکرد را می توان از رسول خادم انتظار داشت.
رویکرد نخست که احتمال انتخاب آن توسط رسول خادم کم نیست، این است که خادم با توجه به اعصاب فولادین خود، همانطور که برای "راست گیر" شدن مهدی تقوی یا "بستن منافذ ورودی صادق گودرزی مقابل جردن باروز" تلاش کرد، یزدانی را هم مجبور به "مرور شیوه های مختلف به پا رسیدن" و "پرهیز از سهل انگاری در واگذاری امتیاز" کند و تنها گذر زمان ثابت خواهد کرد که خادم در این راه موفق خواهد بود یا نه.
لازم به یادآوری است که خوش شانس بودن خادم در خصوص تمرین کردن با یزدانی –در مقایسه با مواجهه او با تقوی و گودرزی- این است که یزدانی در فرهنگ تمرینات امروزی تیم ملی کشتی آزاد پرورش یافته و خادم نیازی نمی بیند که علاوه بر مرور و تمرین مسائل و نکات فنی، قسمتی از انرژی خود را صرف قانع کردن این کشتی گیر -در خصوص لزوم تغییرات- کند.
اما رویکرد دوم این است که خادم از خیر مسلح کردن یزدانی به شیوه های مختلف زیرگیری و ارتقای کلاس فنی او بگذرد و "توانایی های فعلی" یزدانی را ارتقا بخشد و او را به کشتی گیری تاکتیکی مبدل کند.
مسعود اسماعیل پور یکی از بهترین مدل ها در این بحث بشمار می رود و علت اصلی پیشرفت خیره کننده او بعد از روی کار آمدن رسول این بود که خادم با وجود عدم رفع برخی از نقاط ضعف مشهود اسماعیل پور، روی نقاط قوت او بقدری تکیه و تاکید کرد که اسماعیل پور به این خودباوری رسید که با توجه به استقامت بالا و میل تهاجمی اش قادر است هر حریفی را زمین گیر کند.
با تاکید خادم مبنی بر"لحظه افزون" شدن فشار حملات اسماعیل پور، این کشتی گیر تغییر جلد داد و به چهره ای شکست ناپذیر در ایران و قهرمانی قابل احترام در دنیای کشتی مبدل شد و حالا که یزدانی جوان، هم استقامت بالایی دارد، هم شجاع و جسور است و هم میل به پیروزی مقابل هر حریفی در چشمانش برق می زند، کمترین انتظار از خادم این است که راه های افزایش فشار را به این جوان جویای نام آموزش دهد تا رقبایی چون دبیر گاژیف آذری فرصت استراحت کردن، نقشه کشیدن و نیش زدن را از دست داده و کشتی گیر دوست داشتنی کشورمان را آزار ندهند؛ چه، رقبای تیزچنگی چون "دنیس سارگوش"، "جردن باروز" و ... در وزنی بالاتر، فرصت هایی را که یزدانی به راحتی در اختیار رقبا می گذارد را به چشم "هدیه حریف" دیده و رحم و مروتی نخواهند داشت!
رضایی قلعه به خودباوری رسیده، کریمی نیاز به "آزار دیدن" دارد
نتایج قابل توجهی که مرتضی رضایی قلعه در رقابت های جام جهانی کسب کرد حکایت از آن دارد که بجز سارگوش روس و باروز امریکایی، سایر وزن پنجمی های دنیا تافته جدا بافته نیستند و کشتی گیرانی در سطح رضایی قلعه قادر خواهند بود مدال جهانی را در اولین فرصت به سینه زد و افتخاری تاریخی را در کارنامه خود ثبت کنند.
شکست دادن دو چهره مدال دار و سرشناس از آذربایجان و بلاروس که تجربه ای به مراتب بیشتر از رضایی دارند، پیام های خوشایندی برای آزادکاران 74 کیلویی کشورمان داشت.
اما علیرضا کریمی یکی دیگر از جوانان کشورمان به این باور رسید که مقابل رقبای "بد بدن" مشکلاتی را به چشم خواهد دید و "سر راست" کشتی گرفتن، گاه دردسرهایی دارد و وقتی برخی حریفان تمایل به زیر کتف زدن و ... نشان می دهند، می توانند با فنونی چون کول انداز که در فرهنگ مبارزاتی کریمی فنونی "نا متعارف" بشمار می روند، دردسر ساز شوند!
به همین خاطر کریمی باید کشتی گیران شاخص ایرانی را الگوی خود قرار دهد و فراموش نکند که رسول خادم برای مواجه شدن با خادارتسف کبیر، بر خود لازم دید که کلاس های فنی اش در کار کردن روی دست ها را افزایش دهد و یا علیرضا دبیر "پای چپ وحشتناک بارزاکوف" را به به چشم "صورت مسئله ای برای پاک کردن" ندید و همه جا دنبال حریفان تمرینی چپ پا می گشت تا به دل ماجرا زده و مسئله را حل کند و حالا کریمی اگر در پی پیشرفت است، باید به استقبال تمریناتی برود که او را برای کشتی گرفتن در کلاس های متفاوت مهیا کند؛ هرچند این تمرینات آزاردهنده و مخالف میل او باشند!
جوکار توانایی هایش را فریاد زد، محمدیان در بهترین زمان "آچمز" شد
در گذشته یکی دو بار از تیتر "جوکار توانایی هایش را فریاد زد" استفاده کرده ایم و معتقدیم زمان بی اعتنا بودن خیلی ها نسبت به توانایی های این همدانی دوست داشتنی بسر رسیده است.
مسعود مصطفی جوکار در سن و سالی که شاید روی کاغد بالا به نظر می رسد، طوری زحمت می کشد و انگیزه دارد که می تواند الگویی مناسب برای تمامی کشتی گیران جوان باشد.
این کشتی گیر همدانی به گونه ای در مسابقات لس آنجلس دلاورانه ظاهر شد که حتی با وجود برخی نقاط ضعف فنی، در صورت ملی پوش شدن "باید" به او و توانایی هایش باور داشته و کسب مدال های خوشرنگ جهانی و المپیک را دور از دسترس او بشمار نیاوریم.
محمد حسین محمدیان هم که سال گذشته حریف جوکار بود، امسال در وزنی بالاتر همه چشم ها را متوجه خود کرد؛ ولی حالا دیگر وقت آن رسیده که فرزند خلف عسگری محمدیان سوزش "سیلی رقبای تیز چنگ" را با تمام وجود حس کرده باشد و تصمیم خود را برای فرار از مهلکه های یاد شده گرفته باشد.
محمد حسین اگر یک بار دیگر فیلم سه مبارزه خود مقابل رقبای کوبایی، آذربایجانی و امریکایی در رقابت های جهانی ازبکستان، تورنمنت پاریس و جام جهانی لس آنجلس را دیده باشد، دستگیرش خواهد شد که اندکی هوشیاری، می توانست او را برنده هر سه دیدار کند؛ اما دریغ از بی ارزش خواندن برخی لحظات و ثانیه ها!
محمد حسین که در تاشکند قدر برخی لحظات طلایی را مقابل سالاپرز ندانست، مقابل شریف اف اندکی دیر توانایی های خود را باور کرد و در مصاف با وارنر "جشن قبل از پایان مسابقه" گرفت، اگر خواهان تکرار موفقیت هایش است، دیگر باید دور چنین اشتباهات و نقایصی را خط قرمز بکشد و با حواسی جمع تر از قبل پنجه در پنجه رقبا بیندازد.
هادی زنگ خطر را برای کمیل به صدا در اورد
در ادبیات فنی و فرهنگ تمرینی و مبارزاتی مد نظر رسول خادم، کمیل قاسمی در زمره شاگردانی قرار دارد که چه در تمرینات و چه در سخت ترین مسابقات به خوبی "می شنوند" و خواسته های طراحی چون خادم را مو به مو پیاده می کنند و در همین فرهنگ ، پرویز هادی جزء قهرمانانی است که برای خودشان و طبق غریزه شان کشتی می گیرند و "تغییر ناپذیر" و "غیر منعطف" هستند.
داستان هر چه باشد، پرویز هادی با شکست دادن قاطعانه چهره های شاخص دنیا کشتی طی سال های گذشته –از جمله کسب پیروزی های تحسین برانگیز مقابل ماکمدف آذری و شیمارف از بلاروس- قدرت خود را به رخ کشیده و حالا به کمتر از حضور در مسابقات جهانی لاس وگاس قانع نیست و از آنجا که در ایران همیشه بیشترین فشارها را او به کمیل قاسمی وارد کرده، امسال هم باید جدال اصلی بر سر قهرمانی را میان این دو چهره شاخص سنگین وزن جستجو کرد.
هوشیاری و کشتی بلد بودن کمیل و قلدرتر شدن هادی نسبت به گذشته مواردی است که باعث دلچسب تر شدن رقابت این دو در مسابقات امسال خواهد بود.

حسین زارعی، کارشناس کشتی

ورود کاربران