جمعه 30 فروردين 1398 Friday 19 April 2019

RasoulKhadem مصاحبه متفاوت رسول خادم ریاست فدراسیون کشتی

 

  1. مهمترین کارکرد ورزش در عرصه بین الملل کارکرد سیاسی است
  2. كشتي احتياج به رديف بودجه مستقل دارد
  3. كسب كرسي هاي بين المللي جز با حمايت مديران ارشد كشور امكان پذير نيست
  4. داشتن نماينده در اتحاديه جهاني یک موضوع کاملا سیاسی است
  5. انتظار مي رود فرهنگ حاکم بر کشتی با جایگاه ملی همخوانی بیشتری داشته باشد
  6. خیلی از بداخلاقی ها به دلیل بی اطلاعی یا عادت های غلط است
  7. حمايت از مربيان سازنده بايد در ساختار ورزش تعريف بشود
  8. تا وقتي احساس كنم مي گذارند كار كنم، كار مي كنم
  9. مربی سازنده جایگاه ارزشمندی دارد؛ اما در جایگاه خودشان

 

"تلاش" و "تفكر" فلسفه اوست و «دیگران کاشتند ما خوردیم؛ ما بکاریم دیگران بخورند» باورش. به یقین رسیده که با ممارست در کار، می توان به هدف رسید، و هدفش چیزی فراتر از پیروزی است. منطق اش، منطقی است و طرح ها و ایده هایش خلاقانه. انتقاد سازنده را می پذیرد و پیشنهاد خوب را قبول می کند. به واقعیت ها توجه دارد، برای همین هم تلخ و سخت هضم می شود، نزد عده ای؛ که البته از واقعیت گریزانند. معتقد است ابزار باید در خدمت سیستم باشد، نه اینکه سیستم در خدمت ابزار و اینکه افراد باید به شکل قوانین درآیند، نه اینکه قوانین را به شکل خود درآورند و یا معترض شوند که یک مشت قوانین که روی کاغذ آمده به آنها ترجیح داده می شود!استراتژی اش مشخص است «فردایی بهتر برای کشتی و البته خانواده کشتی» و حالا این ترس –که تا چه زمان در كشتي و ورزش خواهد بود و فردای رفتنش چه کسی جایگزین او خواهد شد و با چه برنامه و هدفی کار را پیش خواهد برد؟!- وجود آنهاییکه که کشتی را برای کشتی و موفقیت کشتی را می خواهند، فراگرفته است. و نه اصلا پرسشی از منتقدانش که به گفته محمد بنا «چیزی از کشتی نمی دانند» با این مضمون که «اگر امروز او رییس نباشد چه کسی باشد؟ سرمربی نباشد چه کسی باشد؟!»مگر قبل آمدنش آرزو نمي كرديم بيايد و سكان هدايت كشتي را به عنوان فردي از خانواده كشتي در دست بگيرد؟ مگر همواره از او به عنوان فردي با اخلاق و فني ياد نمي كرديم؟ مگر از زماني كه آمده نتايج بدي كسب شده است و يا حقي نا حق؟! يك جايگزين بهتر براي او در رياست فدراسيون و يك آلترناتيو مناسب برايش در سمت سرمربيگري تيم ملي معرفي كنيد تا ما نيز با آنها آشنا شويم، البته اگر هست! خيلي از "ما"ها در پاره اي از مسائل به او انتقاد مي كنيم، چون طاقت و حوصله، كارهاي ريشه اي و بلند مدت را به خصوص در ورزش نداريم؛ اما او طور ديگري نگاه مي كند و مي انديشد و آمده تا قانون را حاكم كند و ساختمان كشتي را مستحكم، وگرنه همان 10 سال پيش مي توانست رييس سازمان تربيت بدني شود و مثل خيلي ها بار ورزش باشد نه يارش؛ اما نخواست، براي همين بايد به او زمان دهيم، او براي موفقيت هاي بيشتر و بهتر احتياج به زمان دارد، صبور باشيم. با "رسول خادم" در مورد مسائل مختلف به گفت و گو نشستيم و قهرمان اسبق المپيك بسيار برايمان گفت از مشكلات و موانع موجود و البته خواست كه بخشي از حرف هايش منتشر نشود، چرا كه باعث بروز حاشيه مي شود و به حق هم اين را مي گفت.

* امروزه در علم جامعه شناسی این پرسش مطرح می شود "آیا افراد هستند كه جامعه را می سازند یا جامعه افراد را؟ حالا ما این را  به ورزش که کوچک شده جامعه است به خصوص کشتی که جزئی از جامعه و فرهنگ كشورمان به حساب مي آيد و ورزش ملی و مذهبی ماست، تعمیم می دهیم و اين سوال را مي پرسيم "در این سیستمی که در کشتی به وجود آمده افراد هستند که کشتی را می سازند یا این که کشتی است که افراد و کشتی گیران را می سازد؟".

-در بحث جامعه شناسی ما دو رویکرد به اصطلاح جامعه شناختی داریم که یکی رویکرد ساخت گرایی است و ديگري رویکرد مبتنی بر کنش نمادین هم گفته می شود. حالا آنجا یک عده معتقدند ساختارها هستند که افراد را می سازند و یک عده هم معتقدند که افراد هستند که در شکل گیری رفتارها موثرند؛ اما واقعیت این است که هر دو بخش سهم دارند. یعنی در خروجی کاری که ما در هر حوزه به عنوان رفتار می بینیم که در  حوزه کشتی هم به عنوان رفتار فنی و هم اجتماعی قلمداد کنیم این واقعیت وجود دارد که تا حدودی ساختارها و نظام ها هستند که بر شکل گیری رفتارهای فنی و اخلاقی یا هنجارها در جامعه کشتی نقش دارند و در عین حال اشخاص هم یک حوزه اختیار و تصمیم گیری شخصی دارند که این هم موثر است. یک بحث جدی که ما متاسفانه در بخش فنی ورزش کشور به لحاظ ساختار مديريتي نداریم، ساختاری است که سیستم های کشف و جذب و پرورش استعداد در آن تعریف شده باشد. وقتی این ساختار موجود نیست، طبیعتا این فرایند کشف و جذب و پرورش، بیشتر متکی است بر سلیقه های مدیریتی. مثلا می گویند در زمان فلان مسئول فدراسیون اردوهای بسترسازی شروع شده و  قهرمان هایی که مثلا 10 یا 12 سال بعد آمدند و به عنوان ستاره های مطرح ما در حوزه بین الملل مطرح شدند در فلان اردوی بستر سازی مورد توجه قرار گرفتند. وقتی که آن مدیر هم جا به جا شده خیلی از برنامه هایش منقضی شده و مدیران بعد صلاح ندانستند یا به هر دلیلی اعتقاد به این موضوع نداشتند که آن مبحث را دنبال کنند. وقتی که ما این نظام را نداریم که از جمله در ساختار ورزش کشور ما هم این تعریف نشده است و اگر در بعضی از رشته می بینیم این وجود دارد یا بنا به سلیقه مدیرانی بوده که شکل گرفته و یا هنوز در حال اجرا است و یا این ساختار بوجود آمده و بقیه آمدند ادامه دادند؛ بیشتر متکی می شویم بر استعدادهای خودجوش فردی. در عین حال در همین نظامات و ساختاری هم که باید وجود داشته باشد باز قابلیت های فردی اصلا بسته نیست. یعنی ساختارها یک بستری را برای استعدادهای بالقوه فراهم می کند و امکان دارد که بعضی از استعدادها از این فرصت ها استفاده کنند و بعضی ها نکنند. یا یک سری عواملی خارج از این ساختار وجود داشته باشه که در پرورش این استعدادها موثر باشد. عواملی که به هر حال مربوط به زندگی فردی هر استعدادی است و امکان دارد خیلی از افراد مستعد را حتی بعد از ورود به این نظامات خارج کنند و درگیر فضای دیگری کند یا به دلیل محدودیت های مادی مانعی بشود یا مسائل دیگری که می تواند وجود داشته باشد. یا ممکن است برعکس بیاید و حمایت کند و حضورشان را در این نظام و سیستم تقویت کند. آن چیزی که ما در کشتی با خلا جدی با آن مواجه بودیم فقدان ساختارهای تعریف شده و سیستم هایی است که بتواند انتظاراتي كه کشور از کشتی دارد و به لحاظ فنی و هم به لحاظ اجتماعی بالاست پاسخگو باشد. دغدغه بیشتر و جدی تر من این است که می شود این ساختار ها را با همه زحمتی که باتوجه به فرهنگ نظم گریزی که در جامعه ورزشی ما وجود دارد و جاري است با دقت و تدبیر و سعه صدر بيشتر جاری کرد؛ اما این که آیا آیندگان بیایند و مستلزم بدانند خودشان را به رعایت این ساختارها و اگر اصطلاحاتی می خواهند انجام دهند با حفظ ساختارها و نظام های مربوطه اش صورت بگیرد، این در کشور ما هیچ ضمانتی ندارد. مگر اینکه ساختار و سیستم های مرتبط به آن ساختار، جا بیفتد و تبدیل شود به یک فرهنگ و تفکر که خروج از آن تفکر و فرهنگ برای  افراد هزینه های اجتماعی داشته باشد که این هم زمان می خواهد.

 

*شما فکر می کنید براي جا افتادن اين سيستم چقدر شانس داشته باشیم، به هر حال هر مدیری و حتی رهبرها هم یک زمان مشخصی دارند؛ افراد می آیند و می روند. چقدر امیدوارید با رفتن رسول خادم این سیستمی که آورده ايد، یعنی  سیستماتیک کردن و قانون مند کردن کشتی پا برجا بماند و همان طور که می گویید تبدیل به فرهنگ شود؟

-اگر واقعا بخواهیم بر مبنای امید بر ماندگاری مسئولیت های مدیریتی برنامه ریزی کنیم به اعتقاد من همان طور که شما اشاره کردید هیچ ثبات و هیچ ضمانتی برای این موضوع وجود ندارد. من خودم  همیشه گفتم تا وقتی که احساس کنم مي گذارند كار می کنم كار مي كنم و هر زمانی هم که نگذارند، حتما خواهم رفت. ولی سعی کردم و فکر می کنم باید سعی کنیم فارغ از این که ما تا چه زمانی امکان دارد بتوانیم کار کنیم، ضمن اینکه سازماندهی مسائل جاری را دنبال مي كنيم ساختاری توام با سیستم های مرتبط با آن ساختار را دنبال کنیم. اگر به دنبال این هستیم که صرفا عملکرد ما مبتنی بر نتایج آنی نباشد. البته در کشور ما در هر حوزه مدیریتی که بخواهید نتایج نسبی داشته باشید و ایجاد ساختار هم کنید خیلی کار سختی است، برای همین هم خیلی از مدیران قابل کشور ما در بخش های مختلف ترجیح می دهند یک رویکرد به اصطلاح گلخانه ای به مسائل داشته باشند و منابع خودشان را صرفا روی نتیجه گیری متمرکز کنند. اما این آن نهالی نیست که بخواهی بکاری و سبز شود و یک روز در نبود تو سایه سری شود برای دیگران، و یا محصول و بارش میوه ای شود، برای رفع احتیاجات کسانی که بعد از تو هستند. این دیگر بستگی دارد به تفکر هر مدیری که بابت دوره مدیریتی خودش، حالا بر مبنای چه اعتقادی، چقدر حاضر است هزینه دهد. من فکر می کنم که مسائل ساختاری، اولویت دارد بر نتیجه گیری های آنی؛‌ اما باید تلاش کنیم، ضمن این که ساختارها را ایجاد می کنیم و برای جا افتادن و ماندگاری آنها تلاش مي كنيم و سیستم های مرتبط با هر ساختار را ايجاد مي نماييم (چون ساختار به تنهایی کافی نیست) و یک رویکرد به اصطلاح مبتني بر پایش مستمر را ناظر آن قرار دهيم تا جایی که امکان دارد هم باید بتوانیم در کسب نتایج نسبی تلاش کنیم. البته خیلی از مواقع این دو تا رو به روی هم قرار می گیرند و باید انتخاب کنیم آن موقع خب کار خیلی سخت می شود.

 

*امروز در بخش سیستماتیک شدن کشتی ما می بینیم و همه جوره احساس می کنیم که در رشته آزاد قانون مندي خیلی خوب جاافتاده و با تكيه بر اين موضوع ما الان در اوزان مختلف پشتوانه هاي خوبي داریم و پشت نفرات اول، نفراتی هستند که آنها هم مدعی اند. مثلا وقتی فردی مثل احسان لشکری کنار می رود، محمدحسين محمدیان می آید و به جایش مدال می گیرد، یا وقتی مهدي تقوی نیست، سید احمد محمدی مدال می گیرد. منظورم اين است كه در كشتي آزاد جايگزين ها هستند و عملكرد خوبي هم داشته و دارند، ولی در کشتی فرنگی ما شاهد جايگزين ها نيستيم، مثلا  نفر بعدی حمید سوریان معلوم نیست چه کسی است. جايگزين امید نوروزی و سعید عبدولی هم همین طور. در واقع سوال ما اين است كه چرا بر خلاف كشتي آزاد در کشتی فرنگی این اتفاق نیفتاده است؟

-یکی از دلایلش طبیعتا پشتوانه و سابقه تاریخی کشتی آزاد نسبت به کشتی فرنگی است و نکته دوم اینکه حرکت نظام مند کردن کشتی در رشته آزاد زودتر از فرنگی شروع شد.

 

*چرا؟

-فرصت هایی که بوجود آمد. به هر حال حوزه مدیریتی کشتی آزاد از کشتی فرنگی جدا بود. در رویکرد جدید و مسئولیتی که آن زمان من در آن حوزه داشتم فضای فرهنگی حاکم بر روند جاری کشتی فرنگی متفاوت بود، یعنی متکی بود به تفکر مدیریتی فرد و مسيری که می رفت مسیری بود که نتیجه داده و با موفقیت توام بود. در موقعیت های حساسی مثل المپیک که ما قرار داشتیم این منطقی نبود که در آن برهه حساس زمانی که پس از سالها زحمت، کشتی فرنگی می خواهد به نتیجه ای برسد یک سیستمی که هرچند نقد به آن هم وجود داشته باشد را بخواهی به هم بزنی و یک سیستم جایگزین داشته باشی. این قضیه موجب شد که الان ما یک مقدار این فاصله را داریم البته اين فاصله  در نظام مندي ساختار فني كشتي آزاد و فرنگي است و نه در سطح فني اين دو رشته. من اعتقاد دارم که این فاصله پر می شود و این نظام مندی شاید منطقی نباشد که بخواهیم بگوییم در یک شرایط کاملا برابر اما در شرایط بسیار نزدیک در بخش فنی کشتی ما جاری خواهد شد البته اگر فرصت باشد.

 

*فکر می کنید چقدر زمان نياز است تا اين چالش موجود در كشتي فرنگي حل شود؟ برای اینکه در كشتي فرنگي هم به شرايط كشتي آزاد برسيم و آنجا هم بازدهی لازم را داشته باشیم، فکر می کنید چقدر زمان نیاز داریم؟

-ببینید نظام مند شدن کشتی در آزاد با یک سخت گیری و سماجتی دنبال شد که در فرنگی به دلیل فضایی که وجود داشت این امکان فراهم نبود که با همان جدیت دنبال شود.

 

*می خواهم اینجا یک سوالی بپرسم. این به خاطر حضور تفکر خاصی بود یا همان نکته قبلی که شما اشاره کردید به خاطر المپیک؟

-ببینید بعد از المپیک یک روندی در کشتی فرنگی وجود داشت و این روند یک رویکرد خاص خودش بود که به نتیجه هم ختم شده بود. ما می خواستیم نظم بخشی به کشتی فرنگی به گونه ای باشد که ضمن این که آن نتایج به صورت نسبی ادامه يابد؛ اما یک ساختار فنی پويا و متكي رقابت ميان تمامي استعدادهاي برتر كشتي فرنگي هم در کشتی فرنگی شکل می گیرد. خب یک مقدار به لحاظ شروع کار در کشتی آزاد و فرنگی ما یک آغاز مشترک نداشتیم. کشتی آزاد الان دو سال است که دارد بر مبنای رقابت های انتخابی کار خودش را دنبال می کند، کشتی فرنگی در واقع از امسال کار خودش را شروع کرد آن هم به دلیل شرایط خیلی خاصی که داشت نه در یک شرایط مطلوب و مناسب. به هر حال ما در کشتی فرنگی با فضایی مواجه بودیم که بسیاری از کشتی گیران به لحاظ فرهنگی این را پذیرفته بودند که اصلا قرار نیست انتخابی مبنای پوشیدن پیراهن تیم ملی باشد. خب تغییر دادن این فضا و اصلاح کردن کار به صورت ضربتی راه حل ايجاد تغيير نیست. ما باید ضمن اینکه نظام مند حرکت می کنیم با یک حوصله و سعه صدری تغیير فضا را داشته باشیم. قطعا بعد از دو سه سال جا افتادن ساختاری که فرایند پوشیدن لباس تیم ملی را در قالب نظام مسابقات انتخابی تیم ملی قرار مي دهد، آن فاصله به تدريج پر می شود. البته هیچ رویکرد مطلقی در موضوع نداریم. ولی برای اینکه بخواهد آن گونه ای که مدنظر شما است در کشتی فرنگی هم اتفاق بیفتد ما ضرورت داریم مثل کشتی آزاد حداقل دو سه بار شرايط تكرار و جا افتادنش را داشته باشیم.

 

*شما اشاره کردید به فرهنگ وگفتید فرهنگ حاكم بركشتي فرنگي باعث شده انتخابی پس زده شود. خب در علم جامعه شناسی و روانشناسی به این موضوع اشاره می شود که برای تغییر فرهنگ ها یا باید افراد اصلاح شوند که کار خیلی سخت و بزرگی است یا باید منتظر بمانیم که آن افرادی که هستند، کنار بروند.

-ما نظامی را تعریف کردیم و این نظام را مبنا گذاشتیم. تلاش کردیم با توضیحاتی که از منطق فنی و اجتماعی برخوردار است ضروورت برگزاری رقابت انتخابی تیم ملی برای پوشیدن پیراهن تیم ملی توجیه کنیم. خب شاید این اول مورد پذیرش خیلی ها نبود، خیلی ها هم باور نمی کردند که چنین چیزی امکان دارد، اتفاق بیفتد. ولی هر چقدر هم که جلو رفتیم این موضوع نهادینه تر شد و این خواست و اصرار فدراسیون بر مبنا قرار گرفتن رقابت های انتخابی تیم ملی در پوشیدن پیراهن تیم ملی قرار نبود که یکباره موجب تغییر فرهنگ افرادی که به گونه دیگری سال ها، این مسیر را طی کرده بودند، شود. سالها در این حوزه به هر حال سلیقه ای عمل شده بود. البته ما سال هایی را هم داشتیم که در کشور انتخابی تیم ملی برگزار شده بود؛ اما درنهايت سلیقه ای عمل شده و قرار نبود به یک باره این تغییر اتفاق بیفتد. این نکته را هم بگویم که در عین حال که این نظام هم اعلام شده و به نوعی ما الان بر مبنای یک فرایند به طور نسبی و نه مطلق، داریم مسیر انتخابی تیم ملی و پوشیدن لباس تیم را طی می کنیم؛ اما هنوز بدفهمی در برداشت از این موضوع داریم. یعنی بعضی ها گمان می کنند حالا چون رقابت های انتخابی تیم ملی شده مبنای پوشیدن پیراهن تیم ملی، پس هر چه که در رده بندی انتخابی تیم ملی اتفاق افتاد، این يعني اينکه چه کسی لباس تیم ملی را مي پوشد؛ اما در واقع این تحليل هم درست نيست. در واقع انتخابی تیم ملی خط قرمز ماست؛ اما کسانی که در انتخابی تیم ملی به نتایج برتر دست پیدا می کنند، بر مبنای یک سری شاخص های دیگر هم ارزیابی می شوند. نتایج برتر یعنی اینکه بايد در رده بندی برتر قرار گیرند؛ اول، دوم، سوم؛ اما شاخص هايي از جمله رسیدن به شرایط آمادگی جسمانی، روانی و فنی است. گاهی بعضی از قهرمان ها در دوره های اردویی و اردوی تدارکاتی به آن شرایط نمی رسند و بعد کادرفنی تشخیص می دهد که روی نفرات دوم و سوم دست بگذارند. یک بحث بسیار مهم سابقه فنی و روانی کشتی گیر در حضورش در رقابت های بین المللی است. ما کشتی گیرانی داریم که در رقابت های داخلی حتی در رقابت های داخلی بین المللی بسیار توانمندند؛ اما در میادین خارجی کم روحیه هستند. طبیعتا اول شدن این ها در انتخابی تیم ملی هیچوقت نمی تواند اعتماد کادر فنی را جلب کند و حتما کادر فنی مجددا از طريق رقابت درون اردویی یا تورنمنت های بین المللی در نهايت تشخیص فنی شان بهره می گیرند و نفر برتر یک وزن را انتخاب می کنند. بحث نظام اخلاقی اردوهای تدارکاتی هم مطرح است که آن هم خودش یک شاخص ملاک عمل در تعیین نفری که پیراهن تیم ملی را باید بپوشد است. من می بینم کسانی که خیلی از انتخابی تیم ملی دفاع می کنند باز فراموش می کنند، انتخابی تیم ملی خط قرمز است. روسیه که هم یک ساختار نهادینه شده و جا افتاده ای حدود چند دهه ای پيش تر نسبت به ما دارد و هم پشتوانه فنی اش بسیار گسترده تر از پشتوانه فنی ماست. رقابت های انتخابی جای خودش را دارد و خط قرمز است؛ اما انتخاب نفرات باز یک حوزه ارزیابی مجدد دارد. این باید در کشتی ما هم جا بیفتد. هنوز این بخش هم من فکر می کنم هنوز دچار ابهام است.

 

*من می خواهم این سوال را مطرح کنم که کشتی فرنگی همان طور که شما گفتید می رود که در ادامه مثل کشتی آزاد سیستماتیک شود و به آن مرحله برسد که در اين رشته هم پشتوانه ها را داشته باشیم. ما می خواهم بدانيم رسول خادم چقدر می خواهد ورود کند تا این کار زودتر عملي شود؟

-در این ارتباط فدراسیون خیلی جدی است. یعنی سال 2016-2015 و سالهایی که پیش رو داریم این جدیت فدراسیون فکر می کنم در عمل نشان داده خواهد شد با همین مبنا که خط قرمز ما انتخابی تیم ملی است؛ اما حتما بین نفراتی که نتایج برتر را در انتخابی تیم ملی بر مبنای شاخص سابقه حضورشان در رقابت های بین المللی و شاخص عملکرد اخلاقی و انضباطی شان و شاخص آمادگی فنی و روانی شان در اردو ارزیابی مجددی صورت خواهد گرفت. من فکر می کنم این مطلب در سال 2015 خیلی بهتر خودش را نشان دهد؛ اما بطور حتم به سرعت به نقطه مطلوب نمي رسيم.

 

*پس ما مي توانيم امیدوار باشیم که انتخابی که در ادامه برگزار خواهد شد مثل انتخابی قزوین نشود؛ كه يك عده نيامدند و آنهايي هم كه آمدند يا در يك وزن بالاتر به ميدان رفتند و يا مسابقه را به بهانه هاي مختلف نيمه كاره رها كردند؟

-ما در انتخابی قزوین در کشتی فرنگی از شرایط مطلوبمان فاصله داشتیم و طبیعی هم بود. تا اردیبهشت ماه پارسال خیلی از قهرمانان ما در کشتی فرنگی ارزیابی می کردند قرار است مسیر انتخاب به گونه دیگری باشد در عرض یک ماه این مسیر تغییر کرد و این انتظار که همه بخواهند خودشان را هماهنگ کنند با این مسیر، کار ساده ای نبود. ضمن اینکه زمان برگزاری جام جهانی کشتی فرنگی که در انتهای اردیبهشت ماه بود در حضور همه کشتی گیران ما در انتخابي تيم ملي تاثیر منفی داشت.

 

* راستش را بخواهيد ما در کشتی آزاد شاهد تنها مدیریت رسول خادم نیستیم! مي خواهم بگويم خادم را در کشتی آزاد ايران بيش از يك مدير، در واقع به عنوان یک رهبر می شناسیم و اين چيزي است كه در كشتي فرنگي احساس نمي شود و در  آنجا می بینیم که به عنوان یک مدیر برخورد می کند به خاطر همین تصور می شود آن نفوذی که باید، داشته باشد را در کشتی فرنگی ندارد.

-ببینید کشتی فرنگی ضمن اینکه بخشی از خانواده کشتی را تشکیل می دهد دست اندرکاران و مسئولین فنی خاص خودش را دارد.

 

*اين را فارغ از دخالت در حوزه مديريت كشتي فرنگي می گویم.

-بله متوجهم کاملا. می گویم، این موجب می شود که رویکرد مدیریتی فدراسیون در کشتی فرنگی به گونه ای باشد که فرصت های تصمیم سازی و تصمیم گیری در اختیار خود خانواده کشتی فرنگی و آن نقشی که کادرهای فنی، مدیریت تیم های ملی و شورای فنی کشتی فرنگی دارند بیشتر قرار بگیرد. ورودهای مدیریتی فدراسیون در آنجا دلیل بر این نیست که آن ارتباط و آن پیوند عمیق وجود ندارد. در کشتی آزاد این طبیعی است كه ساختار فني مديريتي جا افتاده تري به دليل سابقه ي تاريخي خود دارد. جايگاه هاي فني و مديريتي افراد نيز روشن تر است؛ اما در كشتي فرنگي ضرورت دارد براي شكل گيري ساختاري جا افتاده توام با سيستم هاي روان به دست اندركاران آن فرصت داد تا كشتي فرنگي نيز ساختار مديريتي و فني خود را پيداكند.

 

*چون در گذشته تا وقتی که مثلا محمد بنا بود سو تفاهماتی وجود داشت آن موقع شاید شخص رسول خادم  ورود پیدا می کرد متهم می شد به دخالت کردن، حتی اگر درست بود و به عنوان رئیس فدراسیون و یک رهبر نفوذ می کرد؛ اما الان که دیگر بنا نیست و این احساس می شود که لازم است رسول خادم بیاید و در بعضی از مسائل دخالت کند، به نظر می رسد که یک مقدار کمرنگ است. آیا این عادت نشده به خاطر همان یکی دو سالی که نمی خواستيد به خطر سوتفاهمات ورود پيدا كنيد به مسائل كشتي فرنگي؟

-ببینید ما باید فرصت دهیم که کشتی فرنگی ما خودش خودش را پیدا کند. من متوجه صحبت شما هستم. شاید یک جاهایی فدراسیون بتواند خیلی ورودهای مستقیم تری در کشتی فرنگی داشته باشد؛ اما اگر ما اجازه ندهیم کشتی فرنگی هم، سعی و خطای خودش را طی کند و اجازه ندهیم کشتی فرنگی تصمیم بگیرد، حتی اگر اشتباه تصمیم بگیرد، هيچ گاه ساختار فني و مديريتي مستقلي پيدا نخواهد كرد. هميشه بايد يك نفر خارج از كشتي فرنگي آن را اداره كند تا اختلافات درون خانوادگي كشتي فرنگي نظم كار را مختل ننمايد. نگاه من این است که کشتی فرنگی ضمن اینکه یک هویت مشترک با کشتی آزاد دارد و از یک رشته هستند؛ اما بايد کاملا یک هویت مستقل هم به لحاظ فنی و مدیریتی داشته باشد.

 

*برای همین هم هست كه عده ای می گویند كه بهتر است دو فدراسیون جدا براي كشتي فرنگي و آزاد داشته باشيم؟ نظر شما در این خصوص چیست؟

-این بحثی است که باید در ساختار کلان ورزش دیده شود. چون باید یک ظرفیت هایی هم بوجود بیاید؛ كه فراتر از ظرفيت هاي صرفا فني است. در عین حال من معتقدم کشتی فرنگی و آزاد و الان سایر کشتی های سنتی که دارند وارد مي شوند، اینها از یک ریشه هستند و قابل تفکیک در استراتژی های اصلی اصلا نیستند، ضمن اینکه یکدیگر را ساپورت می کنند. بهتر این است ما ساختارهای متعدد و مشابه  ایجاد نکنیم. امروز برای هر کدام از کشتی های سنتیمورد نظر فدراسيون جهاني كشتي مي توانيم در يك ساختار كلان مديريتي در كشتي ، برنامه ريزي هاي فني خاص آن رشته را داشته باشيم. بايد دقت كنيم تفكيك كشتي هاي مختلف مي تواند بمثابه چند پاره شدن يك كشور به جايگاه و اقتدار آن در سطح ملي و جهاني لطمه بزند. یعنی به جایگاه کشتی در افکار عمومی هم آسیب برساند. چون امروز کشتی فرنگی و آزاد در کسب نتایج و چه در ساختارها همدیگر را حمایت می کنند. شما در بخشی از کشتی انتظاراتي دارید که یکی از این رشته ها آن رشته دیگر را هم ساپورت کند.  در نتایج می بینیم که در بعضی از میادین یک تیم به آن نتیجه ای که انتظار می رود نزدیک نمی شود و  رشته دیگری می آید آن را حمایت می کند. این باعث می شود که جایگاه کشتی و جایگاه کلان کشتی به لحاظ اجتماعی و فرهنگی و با آن کارکرد ملی که ما به عنوان ورزش ملی می دانیم تقویت و حفظ شود. اگر این رشته ها را بخواهیم از هم جدا کنیم من فکر می کنم نتیجه نهایی اش به نفع کشتی نیست؛ اما شاید حالا با رویکردی که کمیته ملی المپیک و اتحادیه جهانی کشتی دنبال می کند، ما در آینده نه چندان دور شاهد خواهیم بود که رشته های مختلف کشتی در المپیک وجود دارد که رشته آزاد و فرنگی دو رشته از آن رشته ها خواهند بود. یعنی به شدت موقعیت کشتی آزاد و فرنگی در اتحادیه جهانی کشتی در حال بازنگری است. اصلا موضوع از این فضای کشتی آزاد و فرنگی بیرون خواهد آمد و شما که جوان هم هستید به زودی ورود به مصاحبه هايي که در ارتباط با کشتی های سنتی که در المپیک های جهانی و المپیک های آسیایی قرار است انجام شود و جزء اصلی رقابت هاست و ما باید تیم ملی آنجا بفرستیم-صحبت خواهيد كرد. اصلا در ادامه از فضای کشتی فرنگی و آزاد بیرون خواهیم آمد.

 

*این برای كشتي ايران خوب خواهد بود یا نه؟به هر حالیک نوع بازگشت به ذات است كه خب ما با آن غريبه نيستيم.

- اگر ما تلاش نکنیم و نتوانیم در کشتی های سنتی که الان اتحادیه جهانی کشتی زیر نظر گرفته  در دنیا جایگاه فنی پیدا کنیم و کشتی های سنتی خودمان را به اتحادیه جهانی معرفی نکنیم و فرصتي برای خودمان درست نکنیم به شدت از آن جایگاه استراتژی که کشتی برای کشورمان در المپیک دارد عقب خواهیم افتاد. یعنی اگر فقط بسنده کنیم به کشتی آزاد و فرنگی، روزی خواهد شد که اگر تمام طلاهای کشتی آزاد و فرنگی را هم بگیریم، هیچ اتفاقی مهمی در نتایج کلی عملکرد ما در المپیک نخواهد افتاد. کشتی فرنگی و آزاد محدود خواهند شد به چند وزن و اوزان دیگر را کشتی سنتی خواهد گرفت که این موجب می شود که ما نتوانیم با کشتی آزاد و فرنگی جایگاهی که امروز در کشتی دنیا داریم را داشته باشیم. مگر اینکه با تنوع کشتی های سنتی که در دنیا می آیند ما هم بتوانیم هماهنگ شویم و در آن کشتی ها ورود پیدا کنیم و جایگاه فنی مثل کشتی آزاد و فرنگی دست و پا کنیم و در رقابت های المپیک و المپیک آسیایی آینده که برگزار می شود ما در تمام این کشتی ها بتوانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم. داستان کشتی آزاد و فرنگی به زودی کهنه خواهد شد.

 

* گفتيد براي آينده كشتي ايران بهتر است كه ورود کنیم به بحث های فنی در سطح بین المللی. آيا در همين راستا برنامه جديدي براي كسب کرسی های بین المللی هم داريد؟ البته ما در جریان هستم که شما خیلی تلاش می کنید که در اتحادیه جهانی کشتی صاحب کرسی شویم.

-ببینید واقعیت موضوع این است که این خیلی ساده انگارانه است که ما گمان کنیم که فدراسیون ها هستند که کرسی های بین المللی را کسب می کنند، آن هم در رشته ای مثل کشتی که در حال حاضر 54 مدال در المپیک دارد و کشورهایی که به دنبال کسب نتیجه در المپیک هستند بسیار جدی این موضوع را دنبال می کنند. اگر شما هر نماینده ای را در فدراسیون جهانی می‌بینید که صاحب کرسی است، جز با کمک و حمایت جدی مدیران ارشد دولتی، سازمان های بین المللی کلان و مطرح و حمایت های جدی بنگاههای اقتصادی -که اینها را ساپورت مي كنند- نيست. ما می بینیم که روسیه الان یک موقعیت خیلی استثنایی در اتحادیه جهانی کشتی دارد. خیلی خوب است كه ببينيم آقای پوتین برای این موضوع چقدر وقت می گذارد؟! رئیس جمهور روسیه با حجم گرفتاری های اجرایی داخلی و بین المللی که دارد با تک تک قهرمانانی که در ازبکستان قهرمان جهانی می شوند کنار تشک تلفنی صحبت می کند و رئیس فدراسیون جهانی مکرر با ایشان ملاقات دارد و طبیعتا نگاه به فدراسیون کشتی روسیه از جانب اتحادیه جهانی کشتی نگاه یک فدراسیون تنها نیست که حالا به اتکا رئیس فدراسیونشان که قهرمان کشتی جهان است، بخواهد موقعیت های خوبش را بدست بیاورد. در واقع با دولت روسیه و توانمندی های دولت روسیه در عرصه های بین المللی مواجه است یا با نماینده کشور امریکا و دولت امریکا. کره جنوبی اگر سالهاست نمایندگانی دارد غیر از حمایت های جدی دولت کره و و بنگاه های مالی ويژه ای که این نماینده را نزدیک به دو دهه است ساپورت می کند، امکان نداشته بتواند جایگاه خود را حفظ کند. اینکه گمان کنیم یک فدراسیون به تنهایی خودش ورود پیدا می کند و برای خودش می تواند صاحب کرسی شود، بله فقط در صورتی امكان پذير است که ما افراد دست بسته ای را  داشته باشیم که به جای اینکه قرار باشد نماینده کشتی ما در فدراسیون های جهانی باشند، به نوعی ابزار سایر صاحب کرسی های جهانی شوند. امکان دارد بتوانیم چنین افرادی را وارد موقعیت های مدیریتی کنیم؛ اما حضور آنها دیگر برای کشتی ما نیست، حضور آنها برای ارائه خدمت به عوامل اصلی موثر فدراسیون جهانی کشتی است و این تجربه ای است که ما در خارج از ورزش هم الا ماشالله داریم. ما در خیلی از نهادهای بین المللی نمایندگانی داریم که وجودش هیچ خیری برای کشور ما ندارد و صرفا به دلیل خدمات ویژه ای که به ساير افراد مجمع زير ربط ارائه کرده و اعتماد صاحب کرسی های یک نهاد بین المللی را کسب کرده،  توانسته به آن نهاد وارد شود. الان هم آنجا به خدمت گذاری مشغول است؛ اما آن خدمت ملی و در جهت منافع ملی را انجام نمی دهد. اگر بخواهیم در اتحادیه جهانی نماینده ای داشته باشیم، باید بدانیم این موضوع قبل از اینکه یک موضوع فنی و ورزشی باشد، کاملا یک موضوع سیاسی است.

 

*خب شما این را با مسئولین سیاسی در میان گذاشته اید؟ وعده حمایتی ندادند که ما هم صاحب کرسی بین المللی شویم؟

-متاسفانه کشتی در چند دهه گذشته از زمان شکل گیری فدراسیون جهانی کشتی از چنین حمایتی به اعتقاد من محروم بوده و همواره این انتظار بوده که خود فدراسیون ملی بتواند در گردونه این رقابت نا برابر در برابر دولت ها و بنگاههای اقتصادی بزرگ موفق باشد و موقعیت های برتر مدیریتی پیدا کند و این اتفاق نیفتاده است. بوده دوره هایی که نماینده هم داشتیم در اتحادیه جهانی ولی واقعا با همه احترامی که برای آن نمایندگانمان قائلیم، این امکان را نداشتند که در جهت منافع کشتی ایران تاثیرگزار باشند. شاید حضور و عدم حضور آنها دردی را از کشتی کشور ما دوا نکرده باشد. این تفکر در بین مدیران اجرایی ارشد کشور در چندین دهه گذشته متاسفانه وجود نداشته. من نمی دانم شاید هم اهمیت استراتژیک ورزش کشتی را در المپیک ها به خوبی متوجه نبودند و واقعا خیلی سخت است این موضوع گفته شود كه در محافل بین المللی علی رغم جایگاه فنی که داریم به لحاظ مدیریتی و منابع، بی پشت و پناه هستیم و از این بی پشت و پناهی ضربات بسيار جدی به ما وارد شده است. تا مدیران اجرایی ارشد کشور متوجه کارکرد سیاسی ورزش در عرصه بین المللی نشوند، ورود نخواهند کرد. یعنی مهمترین کارکرد ورزش در عرصه بین الملل کارکرد سیاسی است. کارکرد ورزش در حوزه داخلی است که ما به دو بخش اجتماعی و فرهنگی تقسیمش می کنیم؛ در حوزه بین الملل کارکرد غالب ورزش کارکرد سیاسی و بعد از آن اقتصادی است. تا وقتی مدیران ارشد ما چنین نگاهی را به ورزش نداشته باشند امکان ندارد بخواهند برای حمایت از نمایندگان ورزش در نهادهای بین المللی هزینه های مدیریتی و در صورت لزوم مالی بپردازند.

 

*به کشتی فرنگی برگردیم. متاسفانه ما امروز در کشتی فرنگی شاهد يك نوع بی فرهنگی هستیم که باعث رنجش شده. یک بی اخلاقی که ما در کشتی آزاد نمی بینیم؛ الته شاید در گذشته در کشتی آزاد هم بوده؛ اما الان دیگر نیست یا اگر هم هست خیلی کمتر شده است.

-بهتر است مصداقی صحبت کنید.

 

*مثلا توهین هایی که به آقای بابک شد و برادران قلاوند آمدند در اردو و یک سری حرفهای رکیک زدند! یا حرفهایی که یک سری از قهرمانان می زنند مانند امید نوروزی كه اصلا در شان یک قهرمان نیست! چرا این را می گویم؟ چون از فدراسیونی که رسول خادم به عنوان یک فرد اخلاق مدار در آن حضور دارد انتظار نمی رود چنین اتفاقاتی بیفتد.

-ببینید یک بحث داریم، کسانی که خارج از سازمان فدراسیون حضور دارند این حق را دارند که انتقاد داشته باشند به فدراسیون. این انتقادها حتما می تواند قابلیت سازندگی هم داشته باشد. مجموعه هایی هستند که در روابط درون سازمانی فدراسیون قرار می گیرند، طبیعتا اینها باید با یک رابطه منطقی سازمانی مسائل خودشان را حل کنند. خیلی وقت ها امکان دارد بین واحدهای مختلف یک مجموعه هم تفاوت های سلیقه ای در مورد بعضی موضوعات باشد؛ اینها باید بتوانند در یک رابطه منطقی و سازمانی مسائل خودشان را حل و فصل کنند. ورزش کشور در این بخش به لحاظ فرهنگی متاسفانه مشکل دارد و به نوعی بر مبنای جایگاهها این ارتباط اتفاق نمی افتد. یک سری مسائل هم مثل بحث موردی که شما اشاره می کنید وجود دارد. حالا این یک واقعیتی است که حتما می تواند شرایط بهتری داشته باشد؛ اما تغییر فرهنگ چیزی نیست که شما انتظار داشته باشید با حضور اشخاص به سهولت اصلاح پیدا کند. وقتی ما از فرهنگ صحبت می کنیم از رفتارها صحبت می کنیم یا می گوییم یک سری کج رفتاری های را می بینیم که این ریشه در فرهنگ پذیری و جامعه پذیری ما دارد، یعنی آن شیوه تربیت به گونه ای بوده که حتی اگر کسی قرار بوده از یک حقی صحبت کند با ادبیاتی صحبت می کرده که آن ادبیات به هیچ وجه شایسته پیگیری آن موضوع نبوده، ما این ادبیات را هنوز در کشتی کشور داریم.

 

*البته در کشتی آزاد شاهد این هستیم که با حضور شخص شما، ادبیات و رفتارها تغییر کرده؛ اما در کشتی فرنگی متاسفانه این گونه نيست.

-خوب نیست به طور مطلق بگوییم در كشتي آزاد داريم و نه در كشتي فرنگي نداريم. در کشتی فرنگی به دلیل اینکه ما تغییراتی را داشتیم این تغییرات در روابط مناسباتی که در کشتی فرنگی بوده اثر گذار بود. افراد جدیدی در کشتی فرنگی وارد شدند، تا نسبت به این افراد شناخت حاصل شود و با این افراد تعامل منطقی اتفاق بیفتد، خب این ها  خودش در شکل گیری یک سری رفتارهایی که ما می گوییم علاقه مند نیستیم آن را در کشتی فرنگی ببینیم، اثر دارد. به هر حال زمانی که یک مجموعه مدیریتی چند سال در یک موقعیت قرار دارند و شناخته شده هستند، برای مجموعه ای که با آنها کار می کنند، می تواند خیلی متفاوت باشد تا زمانی که شما کادر فنی جدیدی در یک مجموعه می آورید و شناخت زيادي نسبت به آنها نیست. تا زمانی که بخواهد این شناخت هم توسط کشتی گیران هم توسط مربیان و هم توسط کلیه واحدهایی که در مجموعه کشتی مرتبط هستند اتفاق بیفتد، امکان دارد ما شاهد یک سری چالش ها و تنش هایی هم باشیم. عرض من این است که وقتی ما دنبال شکل گیری یک رویکرد و فرهنگ جدید هستیم از تغییر نسل ها صحبت می کنیم. یک چیزی را هم باید دقت کنیم که گرچه عمر قابل توجهی از قهرمانان ما در کشتی و در محیط کشتی میگذرد؛ اما کشتی تنها محیط اجتماعی نیست که اینها در آن تربیت می شوند و ما این کج رفتاری ها و بداخلاقی ها را می توانیم ثمره اثر گذاري مسائل خارج از محيط كشتي هم بدانيم. تربيت پذيري قهرمانان كشتي در محيط كشتي هم اتفاق مي افتد؛ اما نه فقط در محيط كشتي.

 

 *اين گفته شما درست است، چرا كه اگر می خواست از فضای کشتی نشات بگیرد، بايد جور ديگر مي شد، چون ذات كشتي از منش پهلوانی سرچشمه مي گيرد.

- آن چه که شما دنبال می کردید و نکته درستی هم به نظر من هست این است كه ما انتظار داریم فرهنگ حاکم بر کشتی با جایگاه ملی کشتی همخوانی بیشتری داشته باشد. این از خواسته هایی است که ما هم داریم ولی بخشی از آن چیزی که امروز وجود دارد قابل تعدیل است و بخشی هم نیاز به تغییر نسل ها داریم تا نسل های آینده ای را در کشتی داشته باشیم که به لحاظ فرهنگی بتوانند پاسخگوی انتظارات جایگاه ملی کشتی باشند. این نقدي است که در قدیم هم نسبت به کشتی داشتیم. ما در قدیم افراد تحصیلکرده اصلا در کشتی نداشتیم. یک سری جریاناتی از افراد تحصیلکرده در کشتی شکل گرفت که من فکر می کنم امروز شاید کشتی کشور بالاترین سطح قهرمانان تحصیلکرده در رشته های ورزشی را دارد و یک فضای فرهنگی متفاوتی را در ورزش ایجاد کرده است. حتما این روند رو به رشد ادامه خواهد داشت.

 

*الان فدراسیون با این بی اخلاقی ها برخورد می کند؟ یعنی کمیته انضباطی رسیدگی می کنند که ما کمتر شاهد این قضایا باشیم؟

-آنجایی که مربوط به روابط  درون سازمانی باشد حتما. مثلا همه نقش ها در یک سازمان تعریف شده است اگر یک نقش و یک جایگاهی، نسبت به مدیر و مسئولش و بالادستی خودش نقدی دارد باید بتواند از طریق گفت و گو و بیان مسئله اش به یک توافق و تفاهم جدید برسد. اگر نتواند نتیجه بگیرد مسئولین بالادستی هستند که بتوانند موضوع را پیگیری کنند و در هر صورت اگر مصمم باشد هر سازمانی که یک سیاستی حتما باید اعمال شود در این صورت یک شخص می تواند تصمیم بگیرد که آن نقشش را ادامه دهد یا نه. زمانی که درون سازمان قرار دارد طبیعتا باید بتوانیم رابطه منطقی به لحاظ سازمانی با سایر اجزای سازمان داشته باشیم. بیرون از سازمان که قرار بگیرد، می توانیم یک نگاه منتقدانه عمومی داشته باشیم. ما طبیعتا آنچکه درون سازمان هست را می توانیم در کمیته انضباطی خودمان پوشش دهیم، بررسی و کنترل کنیم که این هم با یک شيب ملایمی دارد به نقطه مناسب تر مي رسد. چون خیلی از این بداخلاقی هایی که هست به دلیل بی اطلاعی یا عادت های غلط است. یعنی قبلا هم بوده و الانم هست. مثلا قبلا ورزشکار با مربی که بزرگتر است و جایگاه معلمی و مربی گری دارد، امکان داشته تضاد سلیقه داشته باشد و می آمده با ادبیات نامناسبی در رسانه صحبت می کرده و بعد از ظهر هم چشم در چشم همان مربی تمرین می کرده. خب این اصلا مورد قبول ما نیست. یعنی این طور دیگه سنگ روی سنگ بند نمی شود. یا یک واحد سازمانی زیر مجموعه، علیه واحدهای فرا دستی خودش در رسانه ها صحبت می کرده، خب این یک رابطه منطقی سازمانی نیست. مطلبش را باید با مدیران مجموعه اش صحبت کند و به تعامل و تفاهم برسد و اگر نرسید این اختیار را دارد که فعالیتش را ادامه دهد يا نه.

 

*اجازه دهيد از قوانین انضباطی گريزي بزنيم به قوانین فنی! اگر کسی به قوانین فنی توهین کند و  اين قوانین را نادیده بگیرد یا بخواهد دور بزند چطور با او برخورد می شود؟

-بستگی دارد. این موضوع خیلی می تواند مصداقی باشد.

 

*مصداق همین امید نوروزی که می گوید من انتخابی نمی گیرم و گفته من نمی خواهم در جام جهاني كه ميزبان آن هستيم به ميدان برود.

-در جام جهانی؟

 

*بله

-نه. اینکه در جام جهانی یک کشتی گیری نمی خواهد کشتی بگیرد می تواند برود با کادر فنی صحبت کند و دلایل خودش را بگوید و به یک نتایجی برسند. من فکر می کنم اين طبیعی است که کادرفنی در رقابت های جام جهانی که در تهران برگزار می شود و ما انتظار مردم را شاهد هستیم، تلاش کنند که بهترین تیم را به میدان بفرستد. حتما وقتی تشخیص دهند کشتی گیرشان بی انگیزه است و دچار آسییب دیدگی است یا با مسئله ای روبه رو است که ضرورتی ندارد در این رقابت ها حضور پیدا کند یا حضورش نمی تواند انتظارات کادرفنی را پاسخگو باشد، حتما بحث خودشان را خواهند داشت.

 

* در انتخابی نهایی تیم ملی چه طور؟

-انتخابی نهایی بحث خودش را دارد. انتخاب تیم ملی نهایی در اختیار کادرفنی نیست.

 

*یعنی اگه آنجا قوانین را دور بزنند یا بی احترامی کنند برخورد خواهد شد؟

-فرایند انتخابی تیم ملی تعریف شده است و طبق قوانين همه چيز مشخص است؛ اما اينكه امكان دارد اتفاقاتي را شاهد باشيم كه موضوع جديدي در فرايند محسوب شوند، بله امكان دارد. 

 

*ما می خواهیم یک تضمینی بگیریم که اتفاقاتی که پارسال افتاد امسال رخ ندهد. البته خب شما می گویید ما سال گذشته آن مسیر را طی کردیم، چون به خاطر یک سری مسائل خواستیم آن طور باشد.

-متوجه حرف شما هستم. ببینید در انتخاب تیم ملی فرایند گفته کسی که آسیب دیده باشد و مدارک مستندش را قبل از مسابقات بیاورد و جایگاه فني داشته باشد که مدیران تیم های ملی و شورای فنی جایگاهش را بپذیرند، بعد از انتخابی تیم ملی فرصت دوباره ای باید به او داده شود که انتخابی بگیرد. این یک مسئله ای است که دنبال شده؛ ولی آن چیزی که امسال ما دنبال می کنیم رویکرد بسیار جدی نسبت به تقویت نظام برگزاری انتخابی تیم ملی به عنوان مبنای اصلی پوشیدن پیراهن تیم ملی است. اینکه بگوییم صد در صد این موضوع اتفاق می افتد ما تلاشمان این است که به نحو مطلوب اتفاق بی افتد.

 

*نظارتی در كار خواهد بود؟! چرا كه شاید یک نفر بیاید بگوید من مصدومم و یک مدرک جعلی هم درست کند و به نوعي انتخابي را دور بزند. البته در انتخابي گذشته و در رشته آزاد سید احمد محمدی واقعا مصدوم شد و خب در ادامه شما هم به او فرصتي مجدد داديد و محمدي هم با كسب مدال نقره دنيا جواب اعتماد كادر فني را به خوبي داد.

-خب چه کسی این را تشخیص داد؟ مدارک و مستنداتش را ارائه کرد کمیته پزشکی تشکیل شد؛ اما نه کمیته پزشکی فدراسیون، بلکه کمیته ای از پزشکان ناشناخته. پزشكان از افرادي كه مدعي مي شوند مصدوم هستند دعوت می کنند و معاینه عملی انجام می دهند، سوابق آنها را نيز بررسی مي كنند تا به نتيجه قطعي برسند که این مصدومیت درست است و بعد این مصدومیت توسط خود هیئت اعلام می شود. یعنی هیئت هم می آید مسئولیت اعلام را می پذیرد، ضمن اینکه وقتي محمدي اعلام كرد مصدوم است، خیلی های دیگر هم اعلام كردند كه مصدوم هستند؛ اما به خیلی از اين افراد فرصت مجدد داده نشد.

 

*یک بحث ديگر هم كه وجود دارد تربيت مربي در پروسه سيستماتيك شدن كشتي است. جناب خادم! شما وقتی بحث سیستماتیک کردن كشتي را مطرح كرديد، همان موقع در گفت و گویی که با هم داشتیم اعلام كرديد كه "من در دو سال آینده باید سرمربی تحویل سيستم بدهم." می خواهيم حالا که دو سال از المپیک گذشته، بدانيم چقدر تلاش شده در این خصوص؟

-البته سرمربی را که در دوسال نه؛ اما مربی تحویل مي دهیم. یکی از مسائل جدی که ما در بخش فنی با آن مواجه هستیم عدم سازندگی مربیان ملی است. مربیانی که قابلیت مربی ملی شدن دارند خودشان تجربه حضور در رقابت های بین المللی بزرگ مانند جهانی و المپیک را داشتند و خیلی از این سرمایه های بزرگ چون به دلیل جایگاه فنی شان هم به راحتی نمی پذیرند در هر گوشه ای در هر باشگاهی شروع به کار کنند و جز سرمایه های فنی کشتی به حساب می آیند از گردونه کار خارج می شدند.  خب ما الان مثلا در کشتی آزاد اصغر بذری، مسعود مصطفی جوکار، سعید ابراهیمی، مراد محمدی و ... را داریم. در کشتی فرنگی هم من دیدم در اسامی جدیدی که دارد ارائه می شود مثل بهروز جمشیدی، علی اشکانی و سایر مربیان حضور دارند. در جوانان الان دو اسم جدید دارد مطرح می شود که بگذارید من نام نبرم. به اینها میدان داده می شود و این موجب می شود ما بعد از چند سال یک سری افرادی که دارای جایگاه فنی و اعتبار بین المللی بودند را در بخش فنی در اختيار داشته باشيم. ما به آنها فرصت مي دهیم و اینها در بخش فنی تربیت می شوند و در ادامه توزیع می شوند بین کادرهای فنی مان در رده های سنی مختلف. یعنی الان از وجود مراد محمدی، اصغر بذری، مسعود مصطفی جوکار، سعید ابراهیمی و مهدی برائتی در کادرهای فنی در رده های مختلف استفاده می شود. چند سال که این مسیر دنبال شود شما دیگر با این فضا که برخی از افراد خاص صرفا جايگاه سرمربي و مربي را براي خود اختصاصي مي دانند مواجه نخواهد بود. چهره هاي توانمند و مستعدي داريد كه هميشه مدعي اين جايگاه ها هستند.

 

*البته انتقاداتي هم این وسط می شود. شما اشاره می کنید به مربیان؛‌مربيان سازنده هم یک حقی دارند. مثلا خیلی ها انتقاد می کنند و می گویند برداران قلاوند دارند برای کشتی پایه این مملکت زحمت می کشند، پس باید اینها در تیم نوجوانان حضور داشته باشند؛ اما خب این اتفاق کمتر می افتد؟

-بینید مربی سازنده جایگاه ارزشمندی دارد؛ ولی در جایگاه سازندگی خودش. بسیاری از شاگردان معلمان دلسوز و سازنده مقطع ابتدایی، امروز اساتید برجسته دانشگاه ها هستند؛ اما آیا ما می توانیم آن معلم عزیز و ارزشمند را به اين خاطر كه روزي معلم اين استاد دانشگاه بوده و به او بسيار آموخته را به عنوان استاد دوران دکترا و یا فوق دکتری قرار دهیم؟! میادین بین المللی و جهانی ادبیات و بحث خودش را می خواهد. همین طور که بسیاری از سرمربیان ملی قدرت سازندگی خیلی از این مربیان سازنده در باشگاهها را ندارند، بسياري از مربيان سازنده هم كارايي يك مربي قهرمان را در عرصه بين المللي ندارند. یعنی بسياري از اساتید برجسته دانشگاهمان معلمان پایه خوبی نمی توانند باشند. هر کدام باید در جایگاه خودشان قرار بگیرند. مشکل بزرگی که ما از لحاظ ساختاری در حوزه فرهنگ، ورزش و هنر داریم این است که به افرادی که سازنده هستند در حوزه آموزش بها داده نمی شود، یعنی فرصت ها و امتیازات اقتصادی و اجتماعی برایشان لحاظ نمی شود. مجموعه فدراسیون کشتی این منابع و امکانات را ندارد که بخواهد مجموعه مربیان سازنده را تحت پوشش خودش قرار دهد. ولی به هر حال یک مسیرهایی را دنبال کردیم. مثلا امسال این طرح تعیين مربی سازنده برتر سال که انشالله باید تا اخر سال اعلام شود را مطرح کردیم. به هر حال مربیان را استان ها به ما اعلام کرده اند. در رشته آزاد و در رشته فرنگی بر مبنای امتیازبندی هر مربی و شاگردهایی که داشته و عناوینی که شاگردان بدست آوردند و امتیاز بندی شده هیئت ها این را اعلام می کنند. مربی سازنده شش بخش را، یعنی سه رده سنی آزاد و سه رده سنی فرنگی را جداگانه به عنوان مربی برتر سال انتخاب می کنند، بعد مربی سازنده برتر کشتی آزاد و برتر کشتی فرنگی را به لحاظ امتیاز انتخاب می کنند و به اینها جوایزی داده مي شود و حق سفره سالانه به برترین ها تعلق مي گيرد و آنها را مورد توجه قرار می گيرند. در اردوها ادواری و مقدماتی به هیئت اعلام مي كنيم مربی سازنده را معرفی کنند که در یک دوره اردو کنار مربیان تیم ملی قرار بگیرند یا در بعضی از تورنمنت ها حضور داشته باشند؛ اما خب اگر مربی سازنده را از محل سازندگی اش بیرون بیاوریم چه کسی سازندگی کند؟! ما باید در محل سازندگی اش او را مورد حمایت قرار دهیم. بخشی از این مضوع دست فدراسیون هاست، یعنی باید در ساختار ورزش تعریف بشود. این جز بخش های گمشده ای است که در ساختار ورزش نداریم. مربیان سازنده به دلیل جایگاهی که دارند باید به طور سیستماتک مورد حمایت قرار گیرند. خب این وجود ندارد. بار همه این مجموعه  را هم فدراسیون ها نمی توانند به دوش بکشند. یعنی فدراسیون ها در بخش تیم های ملی به شدت درگیرند و بخش عمده ای از منابعشان در توقعات ملی که ازشان در حضور در میادین بین المللی هست، صرف می شود. طبیعتا این ابزار و منابع را در اخیار ندارند که بتوانند تمامی این مربیان سازنده را تحت پوشش خودشان قرار بدهند.

 

*آيا فکری هم برای درجه دوهاي كشتي شده است؟! به هر حال همه که قهرمان نمی شوند! نفرات دوم و سوم قهرمانان جزو بدنه کشتی هستند و شاید بیشتر از نفرات اول هم زحمت کشیده باشند.

- خوشبختانه الان فرصتی در کشتی های سنتی، كشتي ساحلي و... برای کشتی کشور بوجود آمده كه خیلی از درجه دوهای ما دارند به سمت آن مي روند. فکر می کنم این نکته یک بخشی از این ها را پوشش می دهد.

 

*به هر حال اين افراد آسیب پذیر تر از بقیه به خصوص قهرمانان -كه شايد فاصله زيادي هم با آنها نداشته باشند- می شوند، چرا كه متناسب با تلاشي كه مي كنند به موفقيت نمي رسند.

-بله چون زحمت کشیدند و به آن نتیجه که باید نرسیدند. البته این طبیعت کار قهرمانی است و طبیعت فرایند رقابت. به هر حال یک تعدادی هستند که پیروز هستند و یک تعدادی هستند که به آن پیروزی ها نمی رسند؛ ولی فرصت های جدیدی که کشتی سنتی بوجود می آورد بخشی از درجه دو ها را جمع می کند. ضمن اينكه بسياري از همين درجه دو سه هايي كه شما مي گوييد، مربيان سازنده و ناظران فني مستعدي هستند كه تمامي انگيزه ناشي از عدم دست يابي به نتايج فني مورد علاقه شان را به ميدان سازندگي در باشگاه هاي كشتي مي برند.

 

*یک موضوع ديگر هم که هست، بحث فنی در کشتی فرنگی است. منظورمان اعضاي شورای فنی است که انتقاد زیادی به این افراد می شود. تعداد زيادي از اعضاي خانواده كشتي از تركيب حاضر در شورای فنی كشتي فرنگي انتقاد مي كنند و می گویند این افراد از ميانگين سني بالاي برخوردار هستند و کیلومتر ها با کشتی مدرن فاصله دارند و شناختی لازم و كافي را از نيروهاي كشتي فرنگي ندارند.

-به هر حال این یک واقعیت است که ما در کشتی فرنگی افراد محدودتری نسبت به کشتی آزاد داریم و اینها داشته های کشتی فرنگی هستند. من فکر می کنم باید از این بزرگترهای کشتی فرنگی  و در كشتي آزاد با همین نکته که طبیعتا توانایی هایشان شاید توانایی های جامعی هم نباشد، استفاده کنیم. ما فردی که در تمام وجوه در نقطه مطلوب باشد، نه در کشتی آزاد و نه در فرنگی نداریم؛ اما معدل این افراد وقتی کنار هم قرار می گیرند و تصمیم گیری هایی که کردند، نشان می دهد که بالاخره خرد جمعی بوده و خیلی از نواقص تصمیم گیری های فردی را پوشش می دهد. اصلا ما به خاطر این شورا تشکیل دادیم که آن خلا های فنی که امکان دارد حتی هر بزرگ و پیشکسوتی در کار فنی داشته باشد را پوشش دهیم. بله شما وقتی تک نفره کنار  تک تک اینها ورود پیدا می کنید، امکان دارد بعضی از نواقص هم وارد باشد؛ اما اینها را که با هم سر میز می نشانید قضیه فرق می کند. جلسات شورای فنی کشتی فرنگی جلسات بسیار جدی و جالبی است. از نگاههای فنی که بر اثر تجربه هاشان به موضوع می کنند کنار هم که قرار می گیرند خیلی از آن نواقصی که به صورت فردی ممکن است هم در فرنگی هم در آزاد وارد شود پر می شود.

 

*تصميم آخر انتخاب سرمربی جوانان بود. بعضی از افراد می گویند آقای بابک نظر مثبتی نسبت به آقای جهاندیده داشته و تا حدودی هم از ايشان حمایت کرده؛ اما شورای فنی تصميم ديگري گرفت و آقاي سيم خواه را به عنوان سرمربي جوانان معرفي كرد.

-این استقلال شورای فنی بود. یک جاهایی هم گفته می شد که شورای فنی مستقل عمل کرد و مدیر تیم های ملی مجبور شد گزینه های مختلفی را معرفی کند که به اعتقاد من خیلی خوب بود.

 

*گزینه دیگری هم بود آقای یوسفی افشار و افرادی مثل او. به نظر شما این افراد برای کشتی فرنگی ما فرصت هستند یا تهدید؟

-من آقاي يوسفي افشار  را خیلی دوستش دارم. او بسیار فرد توانایی است. سلامت سلامت است.

 

* در یک دوره هایی افرادی به عنوان سرمربی فرنگی قرار گرفتند که به هيچ وجه با هم تعامل نداشتند! مثلا آقای چمن گلی با اقای بنا هیچ تعاملی نداشت، مثل کارد و پنیر بودند یا اقای بنا اصلا اقای اشکانی را قبول ندارد. اینها یک جورهایی همه در تضاد هم بودند؛ اما شعار این هست که تعامل باشد در رده های مختلف در حالي كه در اين انتخاب ها چنين چيزي ديده نمي شد.

-ما برای اینکه هماهنگی در یک مجموعه به وجود بیاوریم یک دوران سعی و خطا هم داریم تا این مجموعه اجزای خودش را پیدا کند. این طبیعی است كه تلاش می کنید بهترین نفرات موجود را درگیر كار کنید.

 

*بعضی ها حرف دیگری می زنند و مدعي هستند این کار دانسته بوده و خطا و آزمونی در کار نبوده است.

-شاید مثلا شما یک دوره هایی پیش بینی بکنید که امکان هم دارد تفاوت سلیقه هایی وجود داشته باشد؛ ولی من فکر می کنم علی رغم هزینه های فنی که ممکن است داشته باشد، باید تلاش کنیم که شاید نقاط پیوندی بین افراد فراهم شود.

 

*مثلا آمدن اقای بابک کنار اقای بنا؟

-به هر حال باید تلاشمان را کنیم. در قدیم رویکرد رویکردی فرد محور بوده است، الان این نگرش شورایی تا جایی که امکان دارد خرد جمعی است؛ اما باز هم نواقصی ممکن است در کار وجود داشته باشد. افراد هم تغییر پذیر هستند. شاید ما هم بتوانیم تعادل هایی در خودمان ایجاد کنیم، همین طور که خیلی از افراد می گفتند اصلا شورا امکان ندارد در کشتی شکل بگیرد. اصلا کار شورایی در یک رشته فردی که بالاخره افراد مدعی زیادی دارد، امکان پذیر نیست؛ ولی الان مي بينيم كه افراد مختلف می نشینند با هم بحث و جدل می کنند. جالب است که رای گیری هایشان هم به رای برابر می رسد. مثلا یکی با یک رای بيشتر انتخاب مي شود و نفرات ديگر هم نظرات خود را پس می گیرند. یعنی بالاخره این همان چیزی را نشان می دهد که ما در جامعه شناسی به آن جامعه پذیری بزرگسال می گوییم. یعنی در  سنین 70-80 سال هم آدم می تواند فرهنگ جدیدی را بپذیرد وگرنه که با نسل آتی کلا ارتباطش قطع می شود. حالا این اتفاق واقعا افتاده است. یعنی در همه نیفتاد همان طور که شما گفتید؛ اما در بخشی افتاد!

 

*البته ما قرار دادن آقای بابک کنار اقای بنا را نوعی استراتژی مي دانيم؛ که ورود بابک بیشتر برای بالانس بنا بود!

-حالا ما کشتی فرنگی را یک کل در نظر می گیریم. این دو از برترین های کشتی فرنگی هستند، تلاش این بود که این برترین ها کنار هم قرار گیرند. به هر حال تا یک جایی هم کار دنبال شد و از یک جایی به بعد هم که روشن است.

*بحث قانون شد. قانون هم با تمام قانون بودنش همه جای دنیا استثنا دارد! مثلا ما داریم در خیابان یک طرفه می رویم، یکدفعه آمبولانس يا ماشين آتش نشاني مي آيد و خلاف مسير و قانون می رود، چرا؟ چون آمبولانس است و يم استثنا است. آيا حمید سوریان در قانون كشتي ما یک استثنا است؟

- نظر ما این است که استثنا نباشد؛ ولی به قول انگليس ها یک جاهایی می شود قانون را خم کرد و به بعضی ها کمک نمود؛ اما بايد سعي كرد نشكند. ما یک سرمایه هایی داریم در کشتی که خیلی خرج این ها شده که بدست آمدند و خب اینها را باید حفظ کنیم.

 

*ببینید می خواهم از این مسئله برسم به امید نوروزی! چون اگر امروز به حمید ارفاق کنیم اميد و ديگران هم چنین چیزی می خواهند.

-نه استثنا نیست. این استثنایی که ما میگوییم این است که جایی که ما می بینیم یکی مثل حمید سوریان امتحانش را پس داده و بعد در میدان ها حاضر است، مثلا جام جهانی تهران  بلند می شود با 50 درصد آمادگی می آید و کمک می کند و کشتی می گیرد، اینجا حتما باید به حمید کمک کرد. یعنی او یک جاهایی از خودش مایه می گذارد، پس ما هم بايد او را حمايت كنيم. اينكه به هر قيمتي بخواهيم افراد در رقابت هاي جام جهانيكشتي بگيرند و بعد انتخابي تيم ملي را به حراج بگذاريم، نه اين رويكرد تخريب قانون است نه توجه به استثناهاي كشتي. 

*رسول خادم ثابت کرده اين توان را دارد كه افراد بي مدال را كه حكم سرباز صفر دارند به جایی برساند که مدال دار و سردار شوند؛ اما سردارهای مدال داري که دور می شوند را کمتر دیدیم که بتواند برگرداند!

-دو موضوع هست. يكي اينكه سردارها هم باید در چهارچوب نظام حرکت کنند. به دلیل سردار بودن امتیازاتی در فرایند به اینها داده شده؛ اما اگر خارج از این امتیازات بخواهند عمل کنند دیگر آن نظام شکل نمی گیرد. یعنی ما باز دوباره ستاره محور می شویم. وقتی که یک جاهایی خود این سردارها از آن نظام دور می شوند، این برای خود فدراسیون هم هزینه دارد؛ اما برای اینکه این ساختار جا بیفتد، باید باییستد. بالاخره هر سرداری هم در کار قهرمانی یک دوره ای دارد. یک زمانی هم تشخیص داده می شود که از لحاظ شرایط فنی دیگر در نقطه اوج نیست و رو به افول است و طبیعتا رویکرد نسبت به او، رویکرد سرمایه گذاری نمی تواند باشد.

 

*ورزش ایران دارد به سمت المپیک می رود یعنی مي رود وارد آن حالت قیفي شكل شده و به تدريج از سمت ديگر خارج شود. در المپيك پيش رو كشتي تغییر اوزان، قوانین و جا به جایی وزن ها را دارد. برنامه شما برای المپیک چیست؟

-ما هنوز تیم های آزاد و فرنگی مان با شرایط فنی که مناسب  المپیک باشد فاصله دارد. کادرفنی آزاد و فرنگی فرصت محدودی دارند که بتوانند تا سال 2015 به گونه ای عمل کنند که پیش زمینه های تیم های المپیکی شان را برای 2016 آماده کنند. این مسیری است که در نگاه کاردفنی آزاد و فرنگی هست. البته این گونه نیست که بتوانند همه اش را حل کنند، چون ما در برخی از وزن ها هنوز متکی به یک سری از ستاره هایی هستیم که نفرات پشتوانه ما با آنها بسیار فاصله دارند.

*مثل حسن رحیمی،  مسعود اسماعيل پور و  رضا یزدانی. اینها نفرات نخست سه وزنی هستند که یک مقدار  فاصله شان با نفرات بعديشان زياد است.

-حفظ این ستاره ها به قیمت شکستن قانون نخواهد بود. ولی ساختن یک ستاره جدید چیزی نیست که بگوییم در این زمان محدود امکان پذیر است. امکان دارد در بعضی از اوزان اتفاق بیفتد، ضمن اینکه الان همین کارگاههای پیشرفته که دارد برگزار می شود کارگاه فنی منظورمان نیست ما یک کارگاه پیشرفته داریم که به عنوان اردوی مقدماتی برگزار می کنیم. اگر شما بیاید می بینید که هیچ نفر اولی بین آنها نیست و همه نفر دومی ها هستند. حالا یک نفر مثل محمدحسین محمدیان می آید که او هم هنوز از نظر ما همان استعداد بالقوه است که باید هنوز پرورش پیدا کند. درست است که شایستگی اش را نشان داده؛ اما این نشان نمی دهد که به آن پختگی رسیده است. سعی می کنیم از میان اینها یک سری چهره های مکمل را داشته باشیم.

 

*به خاطر می آورم سالهای پیش که با هم صحبت می کردیم در مورد این ضعف فنی مشهود كه حتی در قهرمانان نيز وجود دارد، نيز بحث كرديم.  حالا مي خواهم اين را بپرسم هنوز این دغدغه فنی در مورد این نسل جدید که به کارگاههاي فني می آيند هم وجود دارد؟ یعنی نفرات جديد هم این ضعف ها را دارند؟

-ضعف ها را دارند. این ضعف ها ضعف های پایه است. الان خردسالان و نونهالان و اردوهای بسترسازی اینها کمک کننده است. یکی اینکه اولا مربیان منسجم تر شدند، یعنی کاری که مربیان پایه انجام می دهند به نوعی با سیاست های که در بزرگسالان و در سطح ملی انجام می شود هم خوانی دارد. مثل دعوت و حضور اقای مجید ترکان به عنوان مسئول فنی رده سنی پایه در کشتی آزاد و در کشتی فرنگی هم آقای اشکانی ...

 

*آقای ترکان الان آمده اند؟

-در اولین اردو که ماه دیگر است حضور خواهد داشت. اینها موجب می شود که در رده سنی پایه دغدغه ها کاهش پیدا کند، چون با یک برنامه مشخص برای سنین پایه می آیند. کاملا مشخص است که در چه تکنیک هایی می خواهند کار کنند. بعد کشتی گیری را که می خواهند با مربی اش می آورند. این کشتی گیر 5 روز می آید اینجا. یک خردسال را که نمی شود يك1 ماه از خانوادش جدا کرد. بعد بر میگردد به شهرش و مربی اش آن کار را ادامه می دهد تا دوره بعد که ما اردوی بسترسازی داریم. این ها تدریجا خیلی از مسائل فنی که در پایه کار اینها است و ما در بزرگسال با آن مواجهیم را کاهش می دهد.

 

*بحث المپیک شد. خب المپیک هم به بودجه زیادی نیاز دارد. البته مجلس گفته، می خواهیم کمک کنیم. کمیته ملي المپيك هم می گوید می خواهیم حمایت کنیم. چقدر بودجه نیاز است؟ چون خیلی کار سنگینی است.

-کشتی به دلیل جایگاهی که به عنوان ورزش ملی دارد نیاز به یک ردیف بودجه مستقل دارد و من خیلی خوشحالم که نمایندگان محترم مجلس دارند این موضوع را پیگیری می کنند. امیدوارم که این اتفاق بيفتد و با حمایتی که وزارت ورزش از رشته های المپیکی می کند، بشود ردیف بودجه ای را در بودجه سال 94 کشور برای رشته هایی که امید به کسب نتیجه در المپیک دارند تعریف کنند. چون الان کشتی بیش از آنکه به منابع اقتصادی اش، ماموریت های خود را بر پایه سرمایه های اجتماعی و علاقه‌مندی مردم دنبال می کند و  این موضوع میزان فشاری که بر مدیریت کشتی می آورد را خیلی فراتر از استانداردهای مدیریت در شرایط عادی می کند. این قطعا در کیفیت کار اثر می گذارد. یعنی اینکه بخش عمده ای از  منابع اعتباری مورد نیازت را مجبور هستی خارج از فضای فدراسیون کشتی تامین کنی، ضمن اينكه ظرفیت اسپانسرینگ هم محدود است. امروز ما چشم انداز 2026 کشتی را نوشتیم و سند راهبردی عملیاتی هم در تحقق آن چشم انداز ها نوشته شده است، چون ما خیلی سند راهبردی در کشور داریم که بایگانی ست و هیچ اتفاقی براش نمی افتد. مثل اسناد توسعه 5 ساله که متاسفانه بین 15 تا 25 درصد عملیاتی نشد و هیچ هم جواب داده نشد که آن بخشی که عملیانی نشد چه شد. ما برای اینکه این اتفاق نیفتد ضمن اینکه این سند راهبردی عملیاتی را نوشتیم، نظام بودجه اش را هم همزمان با آن نوشتیم. از سال 94 تمام فعالیت ها و طرح ها و برنامه هایی که اعتبار دارد همه به راهبر ها مرتبط است. یعنی سلسله مراتب نظام برنامه را کاملا طی کردیم. شاید این اولین نظام بودجه ای است که به این شکل نه صرفا بر اساس بودجه نقدی بلکه با توجه به حوزه های غیر نقدی و توجه به منابع خارج از سازمان فدراسیون نوشته شده و من در آینده در جلسه ای درباره اش صحبت می کنم.

 

* در همین کمبود بودجه شاهد بودیم که اولین دوره لیگ باشگاههای جهان برگزار شد. من  در جویبار و آبادان محل برگزاري مسابقات بودم، به نظرم به عنوان اولین دوره مسابقات، اين رقابت ها خیلی خوب برگزار شد. شما صحبت کردید و گقتید می خواهیم انحصار اين مسابقات براي ايران باشد.

-الان مسابقات 2015 هم در تقویم جهانی کشتی به ایران داده شده است.

 

*شهر هاي میزبان چه طور؟ مشخص هستند؟

-تمایلمان این است که در استان های واجد شرایط برگزار شود. کار بسیار سختی است. الان یک سری از استان ها هم پیگیر هستند که از الان میزبانی لیگ جهانی کشتی فرنگی و آزاد سال بعد را داشته باشند. لیگ جهانی کشتی ظرفیت های جدیدی را برای کشتی کشور در حوزه بین المللی تعریف کرد، شاید مهم ترین بخش این لیگ حضور کشورهایی بود که در رقابت های جهانی تیم ملی ندارند؛ اما در لیگ جهانی تیم ارائه کردند.

 

*البته یک سری از منتقدين انتقاد کردند این ها كه تیم ملی ندارند چرا اصلا بايد به ايران بيايند با اين ه هزينه ها؟

-ببینید ما فقط بخش فنی نداریم در رقابت های لیگ جهانی یک بخش توسعه ای داریم و یک بخش تعاملی. یک ظرفیت های بکری در کشتی دنیا وجود دارد که این ظرفیت های بکر با محوریت ایران در رقابت های لیگ جهانی به حرکت در می آید و طبیعتا منافع جدی را می تواند در جاگاه بین المللی کشتی ایران داشته باشد. بخش قابل توجهی از ظرفیت ها هم در اختیار رقبای ماست، این ظرفیت ها فرصت های جدیدی را برای کشتی ایران و دنیا فراهم می کند. چون از ایراد هایIOC  (كميته ملي المپيك) جهت حذف کشتی از المپیک این بود که کشتی نتوانسته لیگ جهانی داشته باشد و نتوانسته با بنگاههای اقتصادی دنیا ارتباط برقرار کند. و ما با این حرکت عملا داریم یک نمایشی را از كشتي به تصوير که اتحادیه جهانی وIOC    به این نمایش نیاز دارد، ضمن اینکه برای فدراسیون جهانی هم تا قبل از برگزاری لیگ جهانی هنوز مشخص نبود که آیا استقبالی از این موضوع خواهد شد یا نه.

 

*واکنششان چه بوده؟

-خیلی واکنش مثبتی داشتند، ضمن اینکه گزارشات لیگ جهانی به IOC اعلام شده. ما هنوز این را خودمان درخواست نداده بودیم؛ اما دیدیم در تقویم سال بعد هم  برای ایران این لیگ را گذاشتند، حالا امیدوارم که سال بعد شرایط بهتری را داشته باشد.

 

*چندي پيش نشستی برگزار شد در مورد ورزش پهلوانی. در این راستا می خواهید چه کار کنید؟ به هر حال ما می بینيم که شما خودتان به کشتی پهلوانی خیلی علاقه دارید.

- IOC چون به فدراسیون جهانی اعلام کرده که کشتی های سنتی باید کنار کشتی آزاد و فرنگی قرار گیرند، فدراسیون جهانی اعلام کرده که فدراسیون های ملی متولی این امر هستند. ما طبیعتا مجبوریم در راستای سیاست های فدراسیون جهانی برای اینکه جا نمانیم از گردونه کشتی های سنتی جدیدی، که به بازیهای آسیایی و المپیک اضافه می شوند، باید تلاش کنیم با تشکیل تیم ملی حضور جدی هم در کشتی های مورد تایید اتحادیه جهانی کشتی داشته باشیم  و هم فرصت هایی را فراهم کنیم که کشتی های سنتی خودمان را به فدراسیون جهانی معرفی کنیم. الان کشتی پهلوانی به جام تختی اضافه کرده ‌ایم. نمی دانم آن نامه ای که اقای لالوویچ فرستاده بود را مطالعه کردید یا نه . ایشان خیلی استقبال کرده بود که ایران اولین کشوری است که می خواهد همزمان با کشتی کلاسیک کشتی سنتی را هم وارد مسابقات کند، یعنی یه تشک آزاد می گیرد یکی فرنگی و یکی پهلوانی. اتحادیه جهانی  از ما خواسته گزارش این کار را به IOC ارائه کنیم که  اتحادیه جهانی نشان دهد که آن چیزی که IOC به ما دیکته کرد یکی از فدراسیون های ملی ما فورا اجرایی کرده است. ما اگر بخواهیم جایگاه فنی مان را در کشتی حفظ کنیم، اين دیگر صرفا در کشتی آزاد و فرنگی نخواهد بود. در اين زمينه فدراسيون پهلواني و ورزش هاي زورخانه اي همكاري بسيار نزديكي با فدراسيون كشتي دارد.

 

*يک پینشهادی هست كه یکی از دوستان مشتركمان آقای داریوش واعظی به من داد. من دیدم چیز بدی نیست و فكر كردم به شما انتقال دهم. در دنیا در هر سال بالاخره یک اتفاقاتی می افتد و کمک هایی صورت می گیرد و افرادی به همین دلیل چهره می شوند، به خاطر پهلوانی که از خودشان نشان داده اند. فکر می کنم بد نباشد اگر در حاشیه مسابقاتي مانند جام تختی این افراد محدود را از دور دنيا جمع کنیم و از آنها تقدیر کنیم.

-پیشنهاد خیلی خوبی است. البته باید کارهایی را شناسایی کنیم که یک مناسبتی هم داشته باشد.

 

*می تواند بازتاب جهانی هم داشته باشد.

-بله و خیلی خوب است. این پیشنهادی را من یادداشت می کنم تا مهمانان ویژه ای بدین گونه داشته باشیم.

 

*در اخبار می شنویم مثلا یک نفر در امریکا یا اروپا حرکت جوانمردانه ای انجام داده است و به تعداد انسان كمك كرده يا كسي را از مرگ نجات داده است.

-درست است یا حتی در گوشه کنار کشور خودمان مثل آن معلم کردستانی که پارسال آوردیم و در همين جام تختي از او تقدير كرديم.

 

* خانواده خبري كشتي اميدوار بود که با ورود آقای خادم در بخش خبری و کارشناسی کشتی یک سناریویی نوشته شود و یک دسته بندی صورت گیرد. شما الان برای داورها این کار را کردید  و برای مربیان هم؛ اما خبرنگاران و کشتی نویسان که جز بدنه این ورزش هستند اصلا این طوری نیست. ما شاهد این هستیم که مثلا در  اعزام ها حتی افرادی اعزام می شوند که اصلا معلوم نیست برای کجا می نویسند و اصلا چه می نویسند. ما خیلی دوست داريم که این موضوع هم همچون ديگر زمينه ها سیستماتیک شود.

-حتما می تواند بهتر باشد. شما درست می گویید. حالا یک مقدار هم این مشکل از طرف همکارهای شما هم هست یعنی خیلی ما با تنوع و تضاد سلیقه ای عجیبی رو به رو هستیم. ما یکی از بیشترین آسیب ها را داریم از خود اینها می خوریم . از این کارهاست که ما روی شاخه ای نشستیم که داریم اره اش می کنیم. در حالی که اینها باید پشت و پناه کشتی باشند. ما به فدراسیون کاری نداریم در حالی که دارد رشته های جدیدی می آيد و باید ساپورت شوند، کشتی وسط این بحث های داخلی گیر کرده است. این خودش یکی از مسائلی است که در آن نظمی که مد نظر شماست من گاهی به آن فکر می کنم که ما چه کار باید کنیم که این بخش  که یک بخش از خانواده کشتی است موثر تر باشد. ولی شما هم کمک کنید.

 

*آيا شما با آقای بابک و آقای عزیزی بیزینس دارید؟

-من ندارم. من بیزینسم کجا بود.

 

*اين چيزي بود كه من از گوشه و كنار شنيدم و فكر كردم بد نيست در پايان از خود شما در اين باره سوال كنم.

-من پارسال قبل از اینکه آقای بابک را ببینم، به نظرم از 2003  نه او و نه آقای عزیزی را ندیدم.10 سال بود که این دو نفر را ندیده بودم.

وحيد جعفري-روزنامه نگار

 

ورود کاربران